در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٩٤٣
آداب و اخلاق ايرانى بودند و در هندوستان پس از غلبه سياسى، به ترويج زبان و ادب فارسى پرداختند بطورى كه هندوستان يكى از مراكز زبان و ادب فارسى گرديد.
در لشكركشىهاى محمود، گروهى شاعر و فاضل و اديب، همراه محمود بودند و هريك از اينان قصائدى در فتوحات محمود و مناظر هندوستان و كيفيت مسافرت و جنگهاى او سرودند درست است كه درين جنگها غارتگريها شد و خاندانها تباه گرديد و مردم بىگناهى كشته شدند و تملقها گفته شد و ياوهها سروده شد ولى از همين قرن چهارم هجرى، زبان فارسى گوشزد مردمان هند گرديد و گروهى به فرا گرفتن زبان فارسى رغبت كردند و در واقع از اين زمان به بعد بود كه تخم زبان فارسى در هندوستان، افشانده شد و بهتدريج رشد كرد. بطورى كه در قرون بعد، زبان فارسى زبان رسمى دربار هند گرديد.
اسلام با زبان فارسى به هند رفت و در هند تأثرات شگرفى به وجود آورد زيرا اسلام اصيل، مردم را به عدل و مساوات و برابرى و برادرى فرا مىخواند. اسلام شعار برابرى بشرى و نفرت از تبعيض نژادى را سر داده بود، در پيام اسلام آزادى و نجات بود.
حكمرانان مسلمان با دو انگيزه، روانه كشور هندوستان شدند.
الف- انگيزه رواج دين اسلام.
ب- انگيزه جهانگيرى و بدست آوردن غنائم مالى.
همراه اين حكمرانان، تعدادى شاعر و نويسنده زبردست ايرانى وجود داشت.
از تأثير و تأثر زبان و ادب فارسى و فرهنگ اسلامى ايرانى و هندى و عرفان پربار هند و ايران تصوف و عرفان، شكوفائى خاصى يافت و اختلاط و امتزاج اسلام و عرفان با اعتقادات مردم هند موجبات پديد آمدن روش خاصى در تصوف و پيروان متعددى در سرزمين هندوستان شد.
شاهان بعد از محمود و مسعود كه مورد حملات شاهان غورى گرديدند، ناچار هند را پناهگاه خود ساختند. سلاطين غورى هم، پس از غزنوى در هند، سلطنت تشكيل دادند و دهلى پايتخت اينان بود.
خلاصه اينكه، زبان و ادب فارسى در آغاز استيلاى محمود، به كشور