در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥
سيّد مرتضى متوفّى به سال ٤٣٦ ه دراينباره گفته است ١٣ كه اگر كسى بگويد: تكرار در مورد برشمردن نعماء إلهى، صحيح و قابل قبول است ولى آيه «فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ»* پس از آيه ٣٥ «يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ» «*» و آيه ٤٣ و ٤٤ نيز تكرار شده، در صورتى كه در اين آيات، سخنى از آلاء و نعماء إلهى نمىباشد، در جواب مىگوييم: اگر درست بينديشيم، درمىيابيم كه اينها نيز آلاء و نعم الهى است و توصيف از اين عذابها، سبب مىشود كه انسانها، گرد كارهاى ناشايست نگردند و اين خود در واقع تفضّل إلهى است نسبت به بندگان.
ابن قتيبه، تكرار در آيات قرآنى و به ويژه تكرار در اخبار و قصص را به خاطر آگاهكردن و بيدارى انسانها از خواب غفلت دانسته و در باب تكرار و يا كلمهاى در قرآن، گفته است كه «قرآن نزل بلسان القوم» يعنى قرآن مجيد به زبان عربى و شيوه و سبك و روش عربزبانان، نازل شده و «من مذاهبهم التكرار» ١٤.
ابن قتيبه تكرار آيات ٣ و ٤ سورة التكاثر (١٠٢) «كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ. ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ» و تكرار آيات ٥ و ٦ سورة الانشراح (٩٤) يعنى: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً. إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً». و نيز تكرار در آيههاى ٣٤ و ٣٥ سورة القيامة (٧٥) «أَوْلى لَكَ فَأَوْلى. ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى» «**».
و همچنين تكرار در آيههاى ١٧ و ١٨ سورة الانفطار (٨٢) يعنى «وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ. ثُمَّ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ» را براى تأكيد معنى مىداند و عقيده دارد اين تأكيدها براى اينست كه مفاهيم بخوبى در اذهان جايگزين شود و كاملا رسوخ كند ١٥.
گاه معنى و مفهومى به دو لفظ مختلف تكرار مىشود تا كه آن مفهوم بخوبى در ذهن جايگزين شود، مثلا آن كس كه مىگويد: امركم بالتواصل و أنهاكم عن التقاطع» امر به تواصل و پيوستگى، در واقع نهى از تقاطع و از همديگر بريدن و جدا شدن است ولى براى بهتر رسوخكردن و بهتر جايگزين شدن مفهوم، كلمه تكرار مىشود و يا مترادف آن باز گفته مىشود مثلا در آيه ٦٨ سورة الرّحمن (٥٥) كه قرآن
(*) يعنى: خدا بر سر شما شرارههاى آتش و مس گداخته فرود آورد تا هيچ نصرت و نجاتى نيابيد.
(**) خطاب به ابو جهل است يعنى: واى (بر زندگى) و صد واى (بر مرگ تو) پس واى (بر برزخ و صد واى بر روز محشر تو).