در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٥٢
اگر گفته مىشد: «الرجل الأعلى خير من الرجل الأسفل» و يا گفته مىشد:
«صاحب اليد العليا خير من صاحب اليد السفلى» تصويرى از «يد سائل» و «يد معطى» و ستايش معطى و بخشنده و مذمّت سائل و گيرنده، نبود. با توجه به اينكه درين عبارت، ايجاز وجود ندارد، در صورتى كه در گفتار پيامبر ايجاز وجود دارد و چنانچه گفته مىشد: «المتصّدق خير من السائل» با آنكه درين عبارت، ايجاز وجود دارد ولى در آن تصويرى نيست.
اينست كه بايد گفت: بلاغت پيامبر اكرم، فطرى و ذاتى و الهامى است، در صورتى كه بلاغت ديگر بلغاء، تكلّفى و تصنّعى است و در نتيجه، بلاغت پيامبر بدون عيب است، در حالى كه، بلاغت ديگر افراد، گاه از خطا و لغزش خالى نيست و ممكن است، كلمه نامناسبى بجاى كلمه ديگر گفته شود.
فصل و وصل، از مباحث علوم بلاغى است ١٨ كه گوينده، گاه در گفته و يا نوشته خود از آنها استفاده مىكند. فصل را، آنگاه بكار مىبرند كه ميان دو جمله و يا دو مطلب، اتّصال بحدّ كامل باشد، بطورى كه جمله دوم، تأكيد لفظى و يا معنوى براى جمله نخستين است و در واقع جمله دوم، لفظا با جمله نخستين مختلف ولى از لحاظ مفهوم يكى است و بقول اهل ادب، جمله دوم، بدل و يا عطف بيان است، براى جمله دوم. در حديث «من ظلم معاهدا او انتقصه او كلّفه فوق طاقته او اخذ منه شيئا بغير طيب نفسه فأنا حجيجه يوم القيامة» جمله شرطى «من ظلم معاهدا» به سه جمله بعد از خودش، وصل شده و در واقع ذكر خاص است بعد از عام و در واقع بيان نوعى از انواع ظلم است و جزاء بر هريك مترتب است، درين حديث، رابط حرف «او» مىباشد.
اين گفتار، پس از آنكه، بخوبى تجزيه و تحليل شود و از لحاظ بلاغى بررسى گردد، فهميده مىشود كه پيامبر اكرم تا چه اندازه، به عدالت و وفاى بعهد و رعايت همپيمان را كردن، توجّه كرده است.
نكره آوردن مفعول (- معاهدا) در جمله شرطى «من ظلم معاهدا» افاده عموم مىكند و در واقع مىخواهد بگويد: نسبت بر معاهد «*». و نيز نكره آوردن «شيئا» در جمله
(*) معاهد: الف- كسى كه با ديگرى، عهد و پيمان بسته، همعهد، همپيمان.-