در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٤٠
بالاسد و السيف و بالحية و بالنجم ...».
و نيز در همان كتاب (ج ٥، ص ٢٣ و ٢٥) بابى درباره مجاز و تشبيه «اكل» گشوده و در آن باب از «اكل النار» كه در قرآن مجيد بر سبيل تشبيه و مجاز و تمثيل بكار رفته بحث كرده و آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً» (نساء/ ١٠) را بعنوان شاهد مثال ذكر كرده و افزوده است: و هذا مجاز آخر».
در دنباله سخنان خود، اشعارى از شاعران عرب را كه در آنها كلمه «أكل» بطور مجاز بكار رفته، مثال آورده است و از آيه «أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً» نيز بعنوان مجاز بحث كرده است. ٧
و در ادامه بحث از مجاز، درباره كلمه «ذوق» و مشتقات آنكه بطور مجاز بكار رفته و مبالغه در عقوبت را مىفهماند، سخن گفته و دراينباره، آيه «ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ» «*» (دخان/ ٤٩) را مطرح كرده است. ٨
جاحظ، دانشمندى است كه از لحاظ بلاغت، ضرب المثل است، حتى درباره او گفتهاند: «من دليل اعجاز القرآن ايمان الجاحظ به». ٩
يكى از آخرين تأليفات جاحظ كتاب «البيان و التبيين» است كه پس از كتاب الحيوان نوشته شده و به قول ابو هلال عسكرى، كتابى است «كثير الفوائد و جم المنافع» و آياتى از قرآن مجيد و حديث و شعر و خطبه در آن كتاب، آورده شده و در واقع پيرامون مسائل مختلف بحث گرديده و مطالب آن متنوع است و از موضوعات مختلف سخن گفته شده و مسائل بلاغى هم در آن، فراوان است، ليكن مسائل بلاغى در ميان ديگر مسائل پراكنده است و «لا توجد الا بالتأمل الطويل و التصفح الكثير».
جاحظ، در آغاز كتاب از «عىّ» و كندى در سخن به خدا پناه مىبرد و سپس به فصاحت و طلاقت لسان گريز مىزند و در مقدمه مىگويد: «... نعوذ بك من العى و الحصر». ١٠
(*) خداى بزرگ در اين آيه به كافر مجرم خطاب مىكند و مىگويد: «بچش، زيرا (كه تو به پندار خود) بسيار قدرتمند و محترم بودى و تو بودى كه بر بينوايان ستم روا مىداشتى، تو بودى كه براى خود قدرتى شكستناپذير و احترامى فوق العاده قائل بودى.