در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٨٩
علاوه بر كوچكى به شيوه نامرتّبى نوشته شده است.
از مجموع كتب نوشته شده در باب نقد و ارزيابى شعر در قرون سوم و چهارم هجرى يعنى: «طبقات الشعراء» ابن سلّام متوفى به سال ٢٣٢ هجرى و كتاب فحولة الشعراء اصمعى و كتاب «الشعر و الشعراء» ابن قتيبه متوفى به سال ٢٧٦ هجرى و كتاب «طبقات الشعراء» ابن معتزّ مقتول به سال ٢٩٦ هجرى و كتاب «قواعد الشعر» ابو العبّاس ثعلب متوفى به سال ٢٩١ هجرى كه از شعر و اركان شعر و فنون شعرى و اقسام شعر و انواع آن و اسلوب و خصائص شعر بحث كرده و نيز كتاب «نقد الشعر» قدامة بن جعفر متوفى به سال ٣٣٧ هجرى كه در آن از تعريف شعر و شروط آن از حيث لفظ و معنى سخن گفته و نيز كتاب «عيار الشعر» ابن طباطبا علوى متوفّى به سال ٣٢٢ هجرى و همچنين كتاب «الموازنة بين ابى تمّام و البحترى» كه حسن بن بشر آمدى متوفّى به سال ٣٧٠ هجرى نوشته و در واقع يك نوع كتاب نقدى خاصّى است و منحصرا از شعر دو شاعر و ارزيابى شعر آن دو، سخن مىگويد و نيز كتاب «الموشّح» مرزبانى متوفى به سال ٣٨٤ هجرى، چنين استنباط مىشود كه ناقدان اوليّه مقاييس و موازين و ضوابط خاصّى را براى نقد و بررسى شعر در نظر داشتهاند كه اهمّ آنها چنين است:
١- مسائل نحوى و لغوى و عروضى كه ناقدان، اشعار را با قواعد «*» نحو و لغت و عروض منطبق مىكردند و سپس به داورى مىپرداختند.
٢- شاعر بتواند، در انواع مختلف شعر هنرنمائى كند نه اينكه تنها يك نوع شعر مثلا شعر مدحى و ستايشى فقط بسرايد. ناقدان اوليّه، ذولرّمة، متوفّى به، سال ١١٧ هجرى را از لحاظ تشبيه بهترين شاعر و از نظر تشبيب قوىترين شاعر دانسته و ابن قتيبه دربارهاش گفته است ٢٤: «فهذا ذو الرّمة، احسن الناس تشبيها، و اجودهم تشبيبا ..» ليكن از عهده شعر مدحى بخوبى برنيامده و در نتيجه او را جزء شعراى درجه اول به حساب نياوردهاند.
٣- سديگر اينكه شاعر بتواند اشعارى يكنواخت بسرايد و در قصيدهاى طولانى تمام شعرش خوب باشد نه اينكه فقط در چند بيت، شعرش خوب باشد و بتدريج از
(*) براى آگاهى بيشتر رجوع شود به الموشّح ٢٨٤ و ٢٨٦ و ٢٨٧.