در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨٣٣
مؤلّف كتاب، در بحث از جمله اسميّه، تفاوت ميان مبتدا و فاعل را بيان كرده و در آغاز گفته است: درست است كه به اعتقاد علماى بيان مسند اليه، هم شامل فاعل مىشود و هم مبتدا را در بر مىگيرد ولى تفاوت اين دو در اينست كه فاعل در حقيقت مسند اليه است و كننده كار همچون: قام و نام و مرض و اكل و شرب زيد.
ليكن مبتدا، گاه چيزى است كه واقعا قوام و قيام فعل بدانست و بجاآورنده كارى است همچون: زيد نام و قام و اكل و شرب ... و گاه هم، چيزى است كه بجاآورنده كارى نيست بلكه در واقع چيزى است كه «وقع عليه الفعل» است مثل:
«زيد رايته و اكرمته» و گاه هم نه چنانست مانند: «زيد قام ابوه» يا «زيد احببت اخلاقه» يعنى در واقع به مبتدا مىتوان چيزى را كه به او هم تعلّق دارد، إسناد داد.
تفاوت عمده ديگر ميان فاعل و مبتدا، اينست كه در جمله مبتدا و خبرى «جمله اسميّه» منظور اصلى، مبتداست و در واقع، مبتداست كه مسند اليه است و محكوم عليه و روى همين اصل هم، مقدم آورده مىشود و متأخّر نمىشود مگر براى غرض خاصّى. به خلاف جمله مركب از فعل و فاعل كه مقصود اصلى در آن، مسند يعنى فعل است و لذاست كه فاعل بر فعل، مقدم نمىشود تا كه به مبتدا مشتبه نشود ٢٣.
نويسنده كتاب، ايجاز و اطناب و مساوات را از اوصافى مىداند كه جمله بدانها متّصف مىشود يعنى مىتوان گفت كه مثلا فلان جمله، موجز است و يا مثلا در آن جمله، اطناب است يا مساوات «*».
جبر ضومط، عقيده دارد كه ايجاز، كوتاهترين راهى است براى بيان معناى مورد نظر ولى بايد در نظر داشت كه اين اخصر طريق و كوتاهترين راه بايد افضل طريق هم باشد يعنى جمله موجز بتواند، تمام ما فى الضمير گوينده را به شنونده منتقل كند نه اينكه عبارت، موجز باشد ولى نتواند تمام معنائى را كه در ذهن گوينده هست، به شنونده انتقال دهد.
نويسنده كتاب براى بيان مطلب به مثال متوسّل شده و گفته است: در جملههاى زير «ربّى شخت» و «ربّى انّى شخت» و «ربي وهن العظم منى» و «رَبِ
(*) جبر ضومط در صفحه ٢٣٤ كتاب، مساوات را قسمتى از ايجاز دانسته است.