در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١٠٨
هركه بدان درآويزد، از سقوط مصون خواهد بود، زيرا حلقه ايمان به مبدء قدرت وابسته است و در معرض انفصام و گسيختگى، نيست؛ در واقع قرآن گفته است هركس به طاغوت كافر شود و از هرآيين و مسير انحرافى رو برگرداند و به خدا ايمان آورد به دستگيره محكمى دست زده كه هرگز گسسته نگردد.
شيخ طوسى از قول مجاهد، نقل كرده ٥٢ است كه:
منظور از «عروة الوثقى» ايمان به خداست و كلمه «عروة» از «عروة الدلو و نحوه لانّها متعلقة» گرفته شده و در معناى اصلى كلمه عروة، تعلّق و وابستگى هست. و شيخ طوسى از قول ازهرى نقل كرده است ٥٣:
«العروة؛ كلّ نبات له اصل ثابت ... شبّهت عرى الاشياء فى لزومها.» و كلمه «انفصام» به معناى انقطاع است و كلمه «فصم» شكستن است همچون شكستن شيشه.
در آيه دوم [لقمان/ ٢٢] نيز «عروة الوثقى» آمده و قرآن گفته است:
كسى كه روح خود را تسليم خدا كند، در حالى كه نيكوكار باشد به دستگيره محكمى چنگ زده و به تكيهگاه مطمئنّى تكيه كرده ٥٤ است يعنى در واقع آن كس كه با توجّه كامل و با تمام وجود به خدا روآورد، او محسن است و در واقع به دستگيره محكمى چنگ زده كه به آن از سقوط در قعر درّه ما ديگرى نجات مىيابد.
شيخ طوسى هم ذيل آيه مزبور نوشته است ٥٥:
هركه طاعت و عبادت او فقط براى خدا باشد و جنبه تظاهر و ريا نداشته باشد «هو محسن» اى لا يخلط طاعاته بالمعاصى. او متمسّك به عروة الوثقى شده و به قول شيخ طوسى:
«فقد تعلّق بالعروة الوثيقة التى لا يخشى انتقاضها» يعنى در واقع به علت توثّق، شكستن آن ناممكن است. قرآن مجيد در آيه بعد براى عظمت مقام محمّد (ص) گفته است: «وَ مَنْ كَفَرَ» يا محمّد من هؤلاء الناس «فَلا يَحْزُنْكَ كُفْرُهُ» اى لا يغمك ذلك ...»
قرطبى ذيل آيه [لقمان/ ٢٢] نوشته است ٥٦:
منظور از «وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ ...» يخلص عبادته و قصده الى اللّه تعالى، مىباشد كه در اين صورت، اطلاق كلمه «محسن» بر او مىشود و در واقع متمسّك به عروة الوثقى شده كه به قول ابن عباس منظور «لا اله الا الله» است.
قرطبى افزوده است كه منظور از «وَ إِلَى اللَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ» بخش پايانى آيه هم، توكّل بر