در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٩٤
تشبيه است و براى موردى است كه خبر جامد باشد مانند «كانّ زيدا اسد» و چنانچه خبر مشتّق باشد، در آن صورت «كانّ» براى تشبيه نيست بلكه براى شكّ و ترديد به كار مىرود مانند: «كانّ زيدا قائم».
ابن طباطبا ٢١ بر آنست كه تشبيهات با زمينه فكرى و محيط مردم ارتباط دارد و هرشاعر و گويندهاى، موادّ و عناصر تشبيه را از محيط خود مىگيرد و در گفتههاى خود به كار مىبرد، مثلا عرب كه با باديه و آسمان سروكار دارد، اوصافى كه در آنها و از آنها مىبيند، وصف مىكند و از همان اوصاف تجاوز نمىكند و روى همين اصل است كه بيشتر تشبيهات آنان به زندگى بيابانى و عشيرهاى آنان ارتباط پيدا مىكند و تشبيهات از محيط زندگى آنان، بيرون نيست.
ابن طباطبا در كتاب «عيار الشعر» بحث جالب توجّهى درباره سرقات دارد ٢٢ و بحث او تقريبا زمينه فكرى ديگران شده است. ابن طباطبا، معانى مشترك را سرقات مىداند و اعتقادش اينست كه بسيارى از معانى مفاهيم خوب را كه آيندگان از متقدّمان تقليد مىكنند، اگر مقلّد، به تن آن معانى و مفاهيم، لباس نو بپوشاند و الفاظ آنها را دگرگون سازد و تغيير بدهند، نهتنها اشكالى ندارد بلكه اگر مقلّد بتواند معناى لطيفى را در لفظ خوبى بيان كند، بسيار خوب خواهد بود و همچون زرگر ماهرى مىماند كه طلا و نقره را ذوب مىكند و دوباره چيز نو و بهترى مىسازد و يا همچون رنگرزى است كه جامهاى را رنگ دوباره مىزند و آنرا از وضع اوليّهاش بهتر مىكند و زيباتر.
ابو هلال عسكرى، تقريبا نظير همين مطلب را در باب ششم كتاب «الصناعتين» بحث كرده ٢٣ و فصلى از باب ششم كتاب را تحت عنوان «فى حسن الأخذ» طرح كرده و در آنجا گفته است: هيچيك از نويسندگان از نويسندگان پيش از خود بىنياز نيستند ليكن بر مقلّدان است كه اگر معانى و مفاهيمى از متقدّمان اخذ مىكنند بايد به تن آن معانى و مفاهيم، الفاظى از خود بپوشانند و آنها را به حليهاى جز زيور نخستين بيارايند.
سپس ابو هلال گفته است ٢٤: اگر كسى معانى و مفاهيمى كه از ديگران است به همان الفاظ نخستين نقل كند و در آنها تغييرى ندهد، سارق است و مرتكب