در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٩٤٢
ولى بحث ما در اين گفتار در باب روابط ادبى بعد از اسلام است، بعبارت ديگر سخن ما از زبان شيرين فارسى است كه از روزگاران كهن، در سرزمين پهناور هند، رواج داشته و بسيارى از واژهها با گويشها و زبانهاى محلى درهم آميخته و اصطلاحات خاصى در ادوار مختلف بدان زبان راه يافته و فرهنگ و ادب شكوهمند فارسى را پديد آورده است.
روابط ادبى ايران با هندوستان، در دوره بعد از اسلام رو به فزونى گذاشت و كمكم كار بجائى رسيد كه هندوستان يكى از مراكز مهم ادب فارسى و در بعضى از مواقع يكى از بهترين پناهگاهها براى شاعران فارسى زبان گرديد.
طى دو واقعه تاريخى كه در ايران رخ داد، زبان و ادب فارسى، همراه با فرهنگ اسلامى، به شبه قاره هند، راه پيدا كرد: اول استقرار غزنويان در ايران كه با كشورگشائى محمود غزنوى و حملات مكرر او به هندوستان، دوم فتنه خانمانسوز و فرهنگ برانداز مغول كه باعث فرار عده كثيرى از ايرانيان و اقامت آنان، در هندوستان شد و سرانجام، اولاد همين مغولان وحشى و بىفرهنگ، پس از قرنها سكونت در محيط متمدن ايران، دگرگونى فكرى در سرشت آنان پديد آمد و روانه هندوستان شدند و بر اساس تجربيات تاريخى و علمى و فرهنگى و مذهبى كه در ايران كسب كرده بودند، حكومتى را در آن سرزمين پايهگذارى كردند كه چندين قرن دوام يافت و هم اينان بودند كه به ترويج زبان و شعر فارسى و اشاعه آداب و رسوم ايرانى پرداختند و زبان فارسى را به عنوان زبان رسمى مورد استفاده قرار دادند.
نخستين حمله مسلمانان به هند در روزگار خلافت عثمان رضى اللّه رخ داد كه مسلمانان تا حدود غرب هندوستان پيش رفتند، به اراضى سند دست يافتند و در روزگار حجاج كه حكمران عراقين بود محمد بن قاسم سردار حجاج، از راه سيستان وارد سرزمين سند شد و فتوحات خود را در غرب هندوستان ادامه داد، ليكن فاتحان عرب بعلت بعد مسافت چندان پيشروى نكردند بطورى كه بايد بگوييم: نفوذ واقعى اسلام و همراه با آن، زبان و ادب فارسى از روزگار محمود غزنوى و بوسيله ايرانيها انجام شد.
درست است كه محمود غزنوى تركنژاد بود ولى ديگر همراهان وى، متخلّق به