در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨٥٥
بايد گفت شاعرى كه از فرهنگ و هنر و دانش اينگونه سخن مىگويد و فرهنگ و هنر را مىستايد و در برابر، دينار و گوهر را خوار مىداند، چگونه مىتوان پذيرفت كه شاهكار جاودانيش براى دريافت صله سروده شده باشد؟!
در شاهنامه فردوسى، بزرگمهر و برزويه (- برزوى) دو شخصيتى هستند كه بيش از ديگر كسان نماينده طبقه روشنبين هستند. بزرگمهر، مرد آگاه دانايى است كه در هفت بزم انوشيروان در حضور پادشاه و سران كشور به انسانها اندرز مىدهد برزويه، پزشك دربار انوشيروان است و همان كسى است كه انوشيروان به وى دستور مىدهد تا كتاب كليله و دمنه را از هندوستان به ايران بياورد؛ زيرا برزويه در كتابى خوانده است كه در بلاد هند، كوهى است و در آن، گياه شگفتآورى است كه مرده بدان زنده شود برزويه طبيب به شوق يافتن چنين گياهى، به دستور انوشيروان، راهى هند مىشود و با آنكه انوشيروان نيز سفارشنامهاى به عنوان پادشاه هند مىنويسد، تا برزويه را در انجام آن كار يارى كند و برزويه هم در طلب آن گياه بيش از اندازه جستجو مىكند و سرانجام اندوهگين مىگردد و آن داروى جانبخش را نمىيابد، داستان خود را به داناترين حكيم هند مىگويد، حكيم هند مىگويد: اين سخن بر سبيل رمز است (١٧):
گيا چون سخندان و دانش چو كوه
كه باشد همه ساله دور از گروه
تن مرده چون مرد بىدانش است
كه نادان بهر جاى بىرامش است
به دانش بود بىگمان زنده مرد
خنك رنج بردار پاينده مرد
چو مردم ز نادانى آمد ستوه
گياه چون كليله است و دانش چو كوه