در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٣٩
جاحظ در همين محيط در ماه محرم سال ١٥٠ هجرى در دوران خلافت منصور عباسى (م ١٣٦- ١٥٨ ه) به دنيا آمده است.
شهرت و استادى جاحظ از سى سالگى آغاز مىگردد و به تأليف كتاب مىپردازد و در مجالس علم و ادب در صدر قرار مىگيرد و شاگردان برجستهاى تربيت مىكند.
جاحظ دانشمندى بوده جامع الاطراف، زيرا از رشتههاى مختلف علوم آگاه بوده و يكى از متكلمان طراز اول بشمار مىرود و در لغت و ادب نيز متبحر و كتب علوم مختلفى كه از ديگر زبانها به عربى ترجمه شده بود همه را خوانده و از حكمت و فلسفه يونان نيز تا اندازهاى آگاهى داشت و به ادب فارسى و هندى نيز اندكى آشنا.
يكى از ويژگيهاى نوشتههاى جاحظ، صراحت اوست و روى همين اصل است كه محمد كردعلى در كتاب «امراء البيان» ٤ او را جزء رئاليستها دانسته و به قول خود جاحظ را جزء پيروان مكتب «ادب الواقع» «*» معرفى كرده است، زيرا جاحظ هرچه را همچنانكه هست، شرح داده است.
استاد مرحوم، سعيد نفيسى دراينباره مىنويسد: «رئاليسم آن روشى است كه طبيعت را در همه مظاهر واقعى و حقيقى محسوس آن با هرزشتى و زيبايى كه دارد، معرفى كنند و جلوه بدهند و سعى نكنند كه برخى از مظاهر آنرا پنهان كنند يا اينكه تغيير بدهند و حتى زيباتر و هرچه را كه هست همچنانكه هست شرح مىدهند.» ٥
در واقع، جاحظ گفته است: در موردى كه گوينده بايد به كنايه سخن بگويد، لازم است كه كنايه آورده شود و به كنايه سخن بگويد و چنانچه كنايه مناسب نباشد، بايد سخن را بطور واضح و آشكارا بگويد. و در پايان اين بحث نتيجه گرفته و گفته است: «و قد اصاب كل الصواب الذى قال: لكل مقام مقال». ٦
جاحظ در كتاب الحيوان (ج ١، ص ٢١١) بابى را در تشبيهات گشوده و در آنجا از تشبيه انسان به ماه و خورشيد و ديگر چيزها سخن گفته و از جمله نوشته است:
«و قد يشبه الشعراء و العلماء و البلغاء الانسان بالقمر و الشمس و الغيث و البحر و
(*) ادب الواقعemsilaeR نقل الطبيعة كما هى او كما يظن ان ترى. مع ما فيها من بشاعة و ابتذال. (ر ك:
امراء البيان، ص ٣٠٦).