در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٦١
است كه آدمى را به شگفتى وا مىدارد] همه را بيان كرده و براى خواننده توضيح داده و سپس افزوده است كه اگر قرآن را «عجب» خواندند براى اين بوده كه كلامى است خارق العاده، هم در الفاظ و هم در معانى.
نويسنده الميزان، سپس گفتارى پيرامون «جنّ» بيان كرده و با آيات قرآنى مطالب خود را توضيح داده و درباره اين موجود، اطّلاعاتى به خواننده داده است.
الهداية و العرفان فى تفسير القرآن بالقرآن
تفسير مزبور از جمله تفاسيرى است كه در محيطهاى علمى و دينى سر و صداى زيادى به پا كرد و مردان دينى «الازهر» را واداشت كه با مولّف آن مناظره و مباحثه كنند و پس از مباحثه به اين نتيجه رسيدند كه نويسنده، هدف شهرت و شهوت اشتهار داشته و تنها راه رسيدن بدين مقصود را، در آن دانسته كه تفسيرى بنويسد و كلام خدا را تحريف كند و معانى واقعى آيات را دگرگون جلوه دهد تا بدينوسيله شناخته و معروف شود.
و به همين جهت اولياى مذهبى مصر، دستور دادند كه كتاب از دسترس مردم دور گردد؛ زيرا آنرا از كتب مضلّه، تشخيص دادند.
دكتر ذهبى نوشته است ٣٢: توانستم به يك نسخه از كتاب كه در آرشيو كتب مضلّه دار الكتب المصريّة بود، دست يابم و آنرا مطالعه كنم و اطّلاعاتى از محتويات كتاب، به دست آورم.
دكتر ذهبى كه تفسير مزبور را، مطالعه كرده، نوشته است: بر آن نيستيم كه اباطيل و اضاليل او را تماما بنويسم، ليكن براى توضيح و روشن شدن اذهان، برخى از نظريّات مفسّر را مىنويسم تا معلوم گردد كه اين مفسّر تا چه اندازه، منكر مسائلى است كه قرآن و سنّت و اجماع امّت مسلمان، به آنها اعتقاد دارد؛ زيرا مفسّر، معجزات انبياء را قبول ندارد و براى هريك از آن معجزات، تأويلات خاصّى قائل است، مثلا، در بحث از آيه:
«... أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ وَ