در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٠٩
مقالت نخستين از صنايع لفظى بحث كرد و در مقالت دوم از صنايع معنوى.
در سير تاريخى خود پس از ابن اثير، نوبت به ابن ابى الإصبع مصرى، متوفّى به سال ٦٥٤ هجرى مىرسد كه در زمينه علوم بلاغى دو كتاب به نامهاى «تحرير التحبير» و «بديع القرآن» نوشته است.
در نظر ابن ابى الإصبع كلمه «بديع» بر تمام فنون بديعى و زيباييهاى لفظى و معنوى كه بعدها به مجموع آنها علوم بلاغى گفتند و سه علم: معانى، بيان و بديع را شامل شد، اطلاق مىگردد و كلمه «بديع» در نظر او همان چيزى است كه پيشينيان در نظر داشتند.
پس از آنكه تطوّر كلمه «بديع» روشن شد و معلوم گرديد كه از زمان سكّاكى، علم بديع يكى از شاخههاى علوم بلاغت شده و به محسّنات لفظى و معنوى كلام اطلاق گرديده، اينك مىگوييم: منظور ابن ابى الإصبع از «بديع القرآن» اطلاقى است عام و شامل تمام مسائل سه رشته معانى، بيان و بديع است و ابن ابى الإصبع بطور مختلط در كتاب خود از فنون سهگانه بحث كرده و زيباييهاى كلام ربّانى را نشان داده است.
و نيز بايد بدانيم كه در كتب پيشينيان، مباحث بلاغت و نقد ادبى، بطور مختلط نوشته مىشد و همين نوشتهها، به نوشتن كتبى در باب صور بيانى و اعجاز قرآنى، منتهى شد. البته در برخى از آثار مباحث نقد ادبى، بيشتر مطرح مىشد و در بعضى ديگر غلبه با مباحث علوم بلاغى بود و تمام اينها سرانجام به جنبههاى بلاغى قرآن و اعجاز آن منتهى شد.
نخستين گام را در باب علوم بلاغى، متكلّمان و مفسّران و اديبان، برداشتند؛ زيرا متكلّمان مىخواستند ثابت كنند كه قرآن مجيد، كلام خداست و معجزه مىباشد و دليلى است بر صدق نبوّت پيامبر اكرم و در آن، فنون مختلف بلاغى وجود دارد و از فصاحت خاصّى برخوردار است و در مقام تحدّى و نظيرهگويى، كسى همانند آن، نمىتواند چنان سخنى عرضه نمايد و نظم اعجابآميز شگفتآور آن، همگان را مبهوت و متحيّر ساخته و به شگفتى واداشته است ٣٩.
در پيشرفت علوم بلاغى و كشف اسرار قرآنى از جنبه بلاغى، مفسّران نيز مؤثّر بودند. تفسير آنان در آغاز، جنبه لغوى داشت؛ زيرا در قرن دوم و سوم هجرى به علّت