در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٠١
استعاره و ديگر اقسام را دربر مىگيرد. او چندان تفاوتى ميان مجاز و استعاره و كنايه و تشبيه، قائل نيست، زيرا او در كتاب «المجازات النبويه» دنبال هرحديث، گاه گفته است:
«و هذا القول مجاز» و يا «هذا القول استعاره» و يا مثلا «هذا الكلام كناية» را بدون اينكه ميان استعاره و تشبيه، تفاوتى قائل شود، بلكه گاه بر تشبيه مجاز، اطلاق كرده و زمانى، تشبيه بليغ را، استعاره دانسته و گاه مجاز عقلى را، استعاره گفته است.
مثلا سيد شريف رضى، ذيل سخن پيامبر اكرم (ص) كه گفته است: «كل صلوة لا يقرأ فيها بامّ الكتاب فهى خداج» «*» نوشته است: «و هذا استعارة عجيبة» در صورتى كه حاقّ واقع اينست كه بر طبق نظر بلاغيون متأخر، اين خود يك تشبيه بليغ است، زيرا پيامبر اكرم (ص) نمازى را كه در آن سوره فاتحه خوانده نشود، همچون ناقهاى كه چون بزايد، فرزند ناقص به دنيا آورد، دانسته است و گوئيا پيامبر اكرم (ص)، خواسته است بگويد:
«كل صلوة لا يقرأ فيها الفاتحه فهى نقصان»، يعنى هرنمازى كه در آن سوره حمد خوانده نشود، ناقص است. ١٩
يا مثلا شريف رضى، ذيل گفتار پيامبر اكرم (ص) «الخلق عيال اللّه عزّ و جل فاحبّهم اليه انفعهم لعياله» نوشته است ٢٠: «و هذا القول مجاز»، در صورتى كه اگر خوب دقت شود مىبينيم كه اين خود يك تشبيه بليغ است، زيرا پيامبر اكرم (ص)، خلق را از جهت نياز آنان به خداى بزرگ، به نانخورها و عيال كه به سرپرست و انفاقكننده خود نياز دارند، تشبيه كرده و چون ادات تشبيه و وجه شبه، محذوف است، بنابراين در اصطلاح علماى متأخر بلاغت، تشبيه بليغ به شمار مىآيد.
و نيز شريف رضى، ذيل حديث «الخمر امّ الخبائث» نوشته است: اين استعاره است و سپس توضيح داده كه چرا خمر، ام الخبائث است.
البته در نظر متأخران، اين يك تشبيه بليغ است، زيرا پيامبر اكرم (ص)، خمر را
(*) مىگويند: اخدج الرجل صلاته: شخصى كه در صلوة، سوره حمد نخواند، او را «مخدج» و آن نماز را هم «مخدجه» گويند.