در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٢
آنان است، از قدرت خدا و لطف خدا نسبت به بندگان؛ زيرا در سوره «الرحمن» نعم الهى يكى پس از ديگرى بيان شده و خداى بزرگ نيز جنّ و انس را، مخاطب ساخته و گفته است:
«كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را، تكذيب مىكنيد»؟
در واقع تكرار آيه مزبور، جهت تنبّه و آگاهى بر تعدّد متعلّق است و بيشمارى نعم الهى را نشان مىدهد.
در هرنعمتى، خطاب به جنّ و انس، گرچه جداگانه به كار رفته و به يك عبارت گفتهشده، ولى مورد آن مختلف است و اين درست بدان ماند كه كسى را بخواهى از كشتن مسلمانى و ظلم بدان مسلمان، بازدارى و او را از كار ناشايست، نهى كنى. خواهى گفت:
«اتقتل فلانا و انت تعرف فضله»؟
«اتقتل فلانا و انت تعرف صلاحه»؟
سپس قاضى عبد الجبّار افزوده است كه شايد كسى بگويد: در سوره «الرّحمن» آياتى هم هست كه از نعم الهى سخن نمىگويد بلكه از عذاب و كيفر سخن گفته است همچون آيههاى ٤٣، ٤٤ و ٤٥، سوره مزبور.
«هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ. يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ. فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ». «*»
و يا آيههاى ٣٥ و ٣٦ همين سوره:
«يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ. فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ.» «**».
قاضى عبد الجبّار، در جواب اينان گفته است ٢١:
درست است كه جهنّم و عذاب آن، از آلاء و نعم الهى، نيست ولى توصيف آن
(*) يعنى: اينست جهنّمى كه گناهكاران، تكذيب آن مىكردند. اينك كافران ميان آن جهنم و حميم سوزان آن مىگويند. كداميك از نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مىكنيد؟!
(**) يعنى: خدا بر سر شما، شرارههاى آتش و مس گداخته فرود آرد تا هيچ نصرت و نجاتى نيابيد. آلا! اى جنّ و انس كدامين نعمتهاى خدايتان را انكار مىكنيد؟!