در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٠٣
تعبير دارد) بيان كرده و براى هريك نمونه و مثالى آورده است ١٢.
و خلاصه اينكه، مبرّد، كلام نغز و شعر زيبا را از مقوله «بديع» دانسته است.
كوشش ما در اين بحث اينست كه دريابيم از چه زمان و به وسيله چه كسى اصطلاح جديد كلمه «بديع» بر صناعات ادبى و فنون بديعى، اطلاق شده است و چنانچه بررسى خود را ادامه دهيم، مىبينيم كه ابن قتيبه متوفّى به سال ٢٧٦ هجرى نيز همچون معاصرانش- جاحظ و مبرّد- منظورش از بديع، كلام زيبا و شعر مختار و برگزيدهايست كه معنى و مفهوم شگفتآور خوشايند داشته باشد؛ زيرا ابن قتيبه، گفته است ١٣: «انّ الشعر يختار و يحفظ لانّه غريب فى معناه.»
و همو شعرى را لطيف المعانى مىداند كه صور بيانى و بديعىاش فراوان باشد.
البته ابن قتيبه، در تأليفات خود، از فنونى كه بعدها جزء علم بديع و بيان شده، بحث كرده است ١٤.
و چنانچه سير خود را ادامه دهيم و بررسى خود را دنبال كنيم به خليفه عباسى، عبد اللّه بن معتزّ، مقتول به سال ٢٩٦ هجرى مىرسيم كه كتاب «البديع» را به سال ٢٧٤ هجرى نوشته است. ابن معتزّ ضمن اينكه بسيارى از محاسن كلام و شعر را همچون: التفات، اعنات، تجاهل العارف، تشبيه، تعريض، كنايه و مطابقه را بيان كرده ولى بايد دانست كه «بديع» به اعتقاد ابن معتزّ پنج نوع است و او خود، باب اوّل كتاب را به «استعاره ١٥» و باب دوم را به «تجنيس ١٦» و باب سوم را به «مطابقه ١٧» و باب چهارم را به «ردّ اعجاز الكلام ١٨» و باب پنجم را به «مذهب كلامى ١٩» اختصاص داده و به عقيده او ابواب بديع منحصر به همين پنج نوع است. و به صراحت گفته است: «الباب الاوّل من البديع و هو الاستعارة» و «الباب الثانى من البديع و هو التجنيس» الى آخر ...
آنچه از كتاب «البديع» ابن معتزّ نتيجه مىشود، اينست كه وى نخستين كسى است كه در فنّ بديع كتاب نوشته «*» است.
ثانيا- مطالبى را كه او در كتاب «البديع» بحث كرده، مطالب و مسائلى
(*) البته پيش از ابن معتزّ، ديگران مطالب بلاغى را در ضمن كتب ديگر، و نه كتب مخصوص به فنون بديعى نوشتند ولى ابن معتزّ بالاستقلال كتابى درباره «بديع» نوشت.