در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٤
در اين آيه، تشبيه بس لطيفى وجود دارد؛ زيرا شخص منافق، خدا را تنها با زبان مىپرستد و تعبير «على حرف» از اين جهت است كه يكى از معانى «حرف» كنار و لبه چيزى است «الحرف هو طرف الشيئ».
و با توجّه به اينكه، كسانى كه در كناره و لبه چيزى قرار گيرند، پابرجا و ثابت نخواهند بود و با اندك تكانى، از مسير اصلى خود، خارج مىشوند، قرآن گفته است:
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ ...».
و با همين توضيح و تعبير است كه قاضى عبد الجبّار، در دنباله بحث از اين آيه، گفته است ٤٥:
«و هذا الجنس من التشبيه يبلغ من الفصاحة ما لا تبلغه حقائق الكلام».
چون در زمان قاضى عبد الجبّار، مسائل بيانى همچون امروز مشخّص نشده بود، اينست كه او به جاى تشبيه و استعاره امروز، گاه كلمه «مجاز» را به كار برده است مثلا در آيه:
«وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ ... «*»»
سوره قصص/ ١٢
منظور اينست كه موسى، پستان هيچ دايه را نمىگرفت، خواه به جهت اينكه طعم شير آن دايگان با ذائقه او سازگار نبود و خواه از ديدن قيافه نامأنوس آنان، وحشت داشت.
قاضى عبد الجبّار گفته است ٤٦: كلمه «حرام» در اين مورد به طريق «مجاز» به كار رفته است و در پايان هم براى اينكه سخن را فيصله دهد، افزوده است:
«فليس لاحد ان يطعن بذلك ...»
ولى ديگران گفتهاند: در آيه مورد بحث، مطلب به طريق استعاره به كار رفته است؛ زيرا در واقع «صرف» و «منع» به تحريم تشبيه شده است، همچون ابو السعود كه در ذيل آيه مورد بحث نوشته است ٤٧:
«و حرّمنا عليه المراضع ...» اى معناه ان يرتضع من المرضعات. و المراضع:
(*) يعنى: و ما شير هردايه را بر موسى حرام كرديم ...