در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٩٤
يادداشتها و منابع و مآخذ:
[١] - فرهنگ نفيسى و آنندراج و منتهى الارب «كلاعى» (به ضم كاف) را مرد دلير و شجاع معنى كردهاند و «كلاع» (به فتح كاف) را نام موضعى دانسته، و لغت نامه دهخدا به نقل از انساب سمعانى، «كلاعى» (به فتح كاف) را منسوب به كلاع كه نام قبيلهاى است دانسته و نيز نوشته است كه «كلاع» (به فتح كاف) نام موضعى است به «اندلس».
[٢] - ر ك: ابو القاسم محمد بن عبد الغفور كلاعى؛ احكام صنعة الكلام، تحقيق از محمد رضوان الدايه، دار الثقافه، بيروت، ١٩٦٦ م، ص ٢٥٨. اصل عبارت چنين است: و ما يستحب للكاتب الا يمدح احدا الا بما فيه. فقد قال بعضهم: من مدح احدا بغير ما فيه فقد بالغ فى هجائه.
[٣] - ر ك: احكام صنعة الكلام، صص ٥٠ تا ٥٢.
[٤] - كلاعى در تأليف خود به كتب ثعالبى و معرى بسيار اشاره كرده و تا ٢١ كتاب براى ابو منصور ثعالبى متوفى به سال ٤٣٠ هجرى برمىشمارد. ر ك: احكام صنعة الكلام، صص ٢٣٢ و ٢٣٣؛ و نيز براى ابو العلاى معرى ٧ كتاب و ٦ رساله و ٦ اثر منظوم اسم مىبرد. ر ك: مأخذ سابق، ص ٢٣١؛ و نيز به مناسبت مخالفت سيد مرتضى در باب «يجب ان يقدم اسم من تقديمه و ان وقع مفعولا» با ابو العلاى معرى به كتاب «طيف الخيال» سيد مرتضى اشاره كرده است.
كلاعى بر آنست كه بلاغت ايجاب مىكند آنكه رتبهاش مقدم است، مقدم ذكر شود، گو اينكه آن كلمه مفعول باشد: همچون شعر ابو العلاى معرى كه سيد رضى را بر سيد مرتضى كه اسن است و اشعر، مقدم آورده- با اينكه در اين شعر «رضى» مفعول است. شعر اين است:
ساوى الرضى المرتضى و تقاسما
خطط العلا تبنا صف و تصاف