در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٠٨
كتاب را به بحث از تشبيه اختصاص داده است از ادوات تشبيه سخنى نگفته و تفاوتى ميان ادوات نگذاشته است ولى ابن طباطبا مىگويد ٣٤: اگر تشبيه صادق باشد از كلمات كانّ و كذا و چنانچه تشبيه نزديك به صدق باشد از كلمات تراه، تخاله يكاد بايد استفاده كرد. كه البته ديگران پس از ابن طباطبا باين تفاوت اشارهاى نكردهاند و تنها سعد الدين تفتازانى در كتاب مطول از قول زجّاج نقل مىكند ٣٥ كه كانّ از ادات تشبيه است و براى موردى است كه خبر جامد باشد مانند كانّ زيدا اسد و چنانچه خبر مشتق باشد، در آن صورت كانّ براى تشبيه نيست بلكه براى شك و ترديد بكار مىرود مانند كانّ زيدا قايم. شمس قيس رازى نيز ادات تشبيه را جداگانه بازگو نكرده است و ادوات تشبيه را در ضمن اقسام تشبيه و مثالهاى تشبيه گفته است ٣٦.
ابن طباطبا، معتقد است كه تشبيهات با زمينه فكرى و محيط مردم، ارتباط دارد و مثلا عرب كه با باديه و آسمان سر و كار دارد اوصافى كه در آنها و از آنها مىبيند، وصف مىكند و از همان اوصاف تجاوز نمىكند و روى همين اصل است كه بيشتر تشبيهات آنان به زندگى بيابانى و عشيرهاى آنان ارتباط پيدا مىكند و تشبيهات از محيط زندگى آنان بيرون نيست ٣٧.
ابن طباطبا در ص ٧٦ كتاب عيار الشعر بحث جالب توجهى درباره سرقات دارد كه بحث او تقريبا زمينه فكرى ديگران شده است. ابن طباطبا معانى مشترك را سرقات مىداند و اعتقادش اينست كه بسيارى از معانى مفاهيم خوب را كه آيندگان از متقدمان تقليد مىكنند، اگر مقلّد به تن آن معانى و مفاهيم لباس نو بپوشاند و الفاظ آنها را دگرگون سازد و تغيير بدهد، نهتنها اشكالى ندارد بلكه اگر مقلّد بتواند معناى لطيفى را در لفظ خوبى بيان كند بسيار خوب خواهد بود و همچون زرگرى مىماند كه طلا و نقره را ذوب مىكند و دوباره چيز بهترى مىسازد و يا همچون رنگرزى كه جامهاى را رنگ دوباره مىزند و آنرا از وضع اوليهاش بهتر مىكند. و براى تأييد گفته خود از سخن عتّابى ٣٨ درباره بلاغت كه از او مىپرسند: بماذا قدرت على البلاغه؟ فقال: بحل معقود الكلام؛ فالشعر رسائل معقوده و الرسائل شعر محلول، استدلال مىكند و سرانجام نتيجه مىگيرد كه اگر در اشعار شاعران و يا گفتار پيشينيان بررسى كنيم، باين نتيجه مىرسيم كه در برخى از اشعار آنان، تناسبى وجود دارد و اين تناسب يا قريب است و نزديك و يا بعيد است و