در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٩٠
زيبايى شعر كاسته شود، همچون داورى و نقد و بررسى اصمعى از شعر ذو الرّمة كه گفته است ٢٥: «انّ شعر ذى الرّمة «**» حلو اوّل ما نسمعه، فاذا كثر إنشاده، ضعف، و لم يكن له حسن ...».
٤- ابتكار و اصالت نيز از چيزهايى است كه مىتواند در ارزيابى و نقد شعر مورد توجّه قرار گيرد.
٥- مسائل كلى فرهنگى و اشتباهات تاريخى نيز مىتواند در نقد شعر مورد بررسى قرار گيرد چهبسا كه شعر زيباى شاعرى بعلّت خطاهاى تاريخى مورد توجّه قرار نگيرد و جزء اشعار نازيبا بهشمار آيد.
و اصولا كلمه «نقد» كه در لغت، جدا ساختن درهم و دينار اصلى از تقلّبى است، در اصطلاح عبارتست از: ارزيابى و تجزيه و تحليل يك اثر ادبى و بررسى دقيق آن اثر از نظر هنرى و شدت تأثير آن اثر و يا اثر نداشتن آن. در واقع واژه نقد در ادب يعنى سنجش نيكويى و بدى، زيبائى و نازيبائى يك اثر ادبى.
نقد، به آثار فنّى شعرا و نويسندگان مىپردازد و زيبائى و نازيبائى آن آثار را مورد تجزيه و تحليل و تفسير قرار مىدهد و نقاط ضعف و قوّت آن آثار را بيان مىكند و اصولا نقد ادبى با علوم بلاغى، رابطه كاملى دارد، زيرا بلاغت و نقد از جهت موضوع يكى هستند و هردو از ادب و ادبيات و سخن ادبى، الهام مىگيرند و تفاوت آنها از نظر شيوه بررسى مىباشد. در علوم بلاغى هم از همان چيزهايى بحث مىشود كه در نقد ادبى از آن چيزها، سخن گفته مىشود. در علوم بلاغى از مفردات كلمه از جنبه فصيح بودن آن و از جملهها از جهت زيبائى و نيروى تخيل و ديگر چيزها كه در معانى و بيان و بديع از آنها سخن رفته، بحث مىشود، در نقد ادبى هم از شعر و نثر من جميع الجهات بحث مىشود يعنى هم از جهت لفظ و هم از لحاظ معنى و هم از حيث تناسب و ارتباط
(**) الرّمة بضم الراء، و هى الحبل البالى و نسب اليها لشعر قاله.
نام اصلى ذو الرمة، ابو حارث غيلا بن عقبه است و او را «ذو الرمة» گفتند يعنى صاحب ريسمان كهنه، زيرا در شعر خود ستون وسط خيمهاى را كه بسيار كهنه بود، توصيف كرد. و كان ذو الرّمة احد عشّاق العرب المشهورين بذلك. و صاحبته ميّة بنت فلان بن طلبة بن قيس ... براى آگاهى بيشتر رجوع شود به. الشّعر و الشّعراء ج ١ ص ٥٣٦- ٥٢٤.