در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٤١
دانسته و بر خدايان ما خرده مىگيرى و آباء ما را كافر مىدانى، اكنون به تو مىگويم:
دست از اين كارها بردار، اگر مال مىخواهى ما مىتوانيم مال فراوانى در اختيار تو بگذاريم و اگر طالب رياست هستى ما مىتوانيم رياست قريش را به تو بسپاريم. پس از آنكه سخنان عتبة بن ربيعه پايان يافت پيامبر گفت: «او قد فرغت؟ قال نعم.»
پيامبر فرمود: به اين آيات گوش فراده: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، حمتَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِكِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ. بَشِيراً وَ نَذِيراً فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ» (آيات ٤- ١/ فصلت). پس از قراءت آيات، پيامبر اكرم به عتبه گفت: «قد سمعت ما سمعت فانت و ذاك». عتبه به نزد قريش آمد، يكى از قريشيان گفت: بگو چه شد؟ و چه شنيدى از محمد (ص)؟ عتبه گفت: «انى سمعت قولا و اللّه ما سمعت بمثله قط و ما هو بالشعر و لا السحر و لا الكهانة».
اگر خوب دقت شود به اين نتيجه مىرسيم كه آيات بيّنات تا چه حد در عتبة بن ربيعه عنود متعصب اثر گذاشته ناچار گفته است: «و اللّه ما سمعت بمثله قط).
عبد القاهر جرجانى براى اثبات اعجاز قرآن و تأثير آن در نفوس، داستان اسلام آوردن ابو ذر را نيز نقل كرده و گفته است: ١٩ ابو ذر، برادر شاعرى داشت به نام «انيس» كه براى انجام كارى به مكه رفته بود، پس از بازگشت، ابو ذر از او پرسيد: در مكه چه خبر بود؟ و چه ديدى؟ انيس گفت: شخصى را ملاقات كردم كه مىگفت: خدا مرا به رسالت فرستاده، ابو ذر گفت: مردم درباره او چه مىگفتند؟ انيس گفت: مردم او را شاعر، ساحر، كاهن مىدانستند ولى من سخنان او را برتر يافتم و گفتارش، به سخن كاهنان هيچ شباهتى نداشت و بايد بگويم: «و اللّه انه لصادق و انهم لكاذبون» به خدا قسم كه او راست مىگفت و مردم دروغ مىگفتند.
و نيز عبد القاهر در «الرسالة الشافية» درباره تأثير قرآن گفته است كه وليد بن عقبه به نزد پيامبر اكرم آمد و گفت: «اقرأ»، پيامبر براى او اين آيه را قرائت كرد: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ.» «*» (سورة النحل/ ٩٠) وليد از پيامبر خواست كه دوباره بخواند، پيامبر
(*) در اين آيه، سه دستور اثباتى و نيز سه دستور نفيى براى مسلمانها وجود دارد بنا به نوشته ابو السعود-