در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٢٤
ابن جعفر و ابو هلال عسگرى كه سجع را در كلام منظوم نيز جايز مىشمارند ٣١.
گفته شد كه سخن مسجوع و نثر مسجّع در زبان عرب پيش از اسلام وجود داشته؛ زيرا علاوه بر اينكه، كلام كهّان و قصاص و خطباء مسجع بوده و مآخذ و منابع موجود هم بدين نكته اشاره كردهاند، همين كه بعلت تشابه ظاهرى ميان كلام كهّان و سجعهاى قرآن، دشمنان و معاندان، نسبت كهانت به پيامبر اكرم دادند، خود دليل ديگرى است بر وجود سجع در پيش از اسلام. البته پيامبر اكرم ضمن نفى كهانت از خود، سجعنويسى بطريق كهّان را نيز منع فرمود و حديث معروف ٣٢ «اسجع كسجع الجاهلّية» را صادر كرد كه معروف به حديث منع سجع شده است.
ابو هلال عسكرى هم، اين حديث را به همين طريق بيان مىكند و درباره «فضيلة السجع» سخن مىگويد و سجعى را خوب مىداند كه از تكلف و تعسّف «*» بدور باشد و سجع اندر سجع را بهترين نوع سجع مىشمارد و براى آن آيه ٣٣ «إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ. ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ» را مثال مىآورد ٣٤.
حال اين سؤال پيش مىآيد كه با وجود حديث منع سجع- كه معروف است- پس چرا در آيات قرآنى سجع وجود دارد؟ و چرا برخى از گفتههاى پيامبر و صحابه، مسجع است؟ جواب اينست كه: پيامبر اكرم، سجعگوئى را بطور مطلق منع نكرده بلكه آنرا مقيد كرده است؛ زيرا پس از آنكه گفت: «اسجع» مكث كرد و ساكت ماند و سپس گفت: «كسجع الكهان» يعنى در واقع سجعگويى بطريق و شيوه كهان منع شده و نه سجعگويى بطور مطلق ٣٥.
در واقع به گفته ابن اثير، نهى از حكم نادرست كاهن است كه خواسته با عبارات مسجوع، حقى را از ميان ببرد، و به گفته ابن اثير ميان كاهنان رسم بود كه پاسخ سؤالات را مسجع مىگفتند و جوابهاى نادرست مىدادند (چند نمونه از اين سؤالات و پاسخ آنها را ابن اثير در ج ١ صفحات ٢٧٤ و ٢٧٥ آورده است) در واقع پيامبر اكرم كه گفته است: «اسجعا كسجع الكهان»؟ به گفته ٣٦ ابن اثير يعنى «احكما كحكم
(*) ابن سنان خفاجى هم در ص ١٦٤ سرّ الفصاحة مىگويد: «و المذهب الصحيح ان السجع محمود اذا وقع سهلا متيسّرا بلا كلفة و لا مشقّة».