در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٧
و نيز تكرار، گاه براى تعظيم و تهويل است همچون آيه ٣٧ از سوره الواقعة (٥٦) كه قرآن گفته است: «وَ أَصْحابُ الْيَمِينِ ما أَصْحابُ الْيَمِينِ».
و گاه تكرار كلمه، براى تأكيد نيست بلكه تكرار براى موضوع خاصّى است همچون كلمه «إصطفاك» در آيه ٤٢ از سوره آل عمران (٣) كه قرآن گفته است:
«وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ». كه به گفته بيضاوى ٦٦: «و الاصطفاء الاول تقبلها من امّها ... و الثانى هدايتها و ارسال الملائكة اليها و تخصيصها بالكرامات السنّية».
شيخ طبرسى نيز در تفسير مجمع البيان گفته است ٦٧: فعل «اصطفى» در اين آيه به دو معناى مختلف مىباشد؛ زيرا در عبارت نخستين «... يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ» يعنى اى مريم! خداى بزرگ ترا برگزيد و بنا به گفته زجّاج «اصطفاك لولادة المسيح» و در عبارت دوم «... وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ» يعنى:
اصطفاك على نساء عالمى زمانك.
با اين توضيح، معلوم شد كه كلمه «إصطفى» در جمله دوم به معناى «اصطفى» در جمله نخستين نيست؛ زيرا مفهوم و معناى آن دو، متفاوت است.
و گاه تكرار كلمه بدين جهت است كه متعلّق مكرّر مىشود و براى هرمتعلّق، مطلب تكرار مىشود. همچون آيه ١٩ از سوره مرسلات (٧٧) كه خداى بزرگ از مطالب گوناگون سخن گفته و براى هرمطلب و دنباله هرسخنى گفته است: «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ»* در واقع گفته است: «ويل للمكذب بهذه القصة».
يا در سوره شعراء (٢٦) كه در دو آيه ٨ و ٩ «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ. وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ». هشت بار تكرار شده، چون در مسائل گوناگون است و اصولا گفتار، اقتضاى چنين تكرار را داشته كه در بعضى از موارد جداگانه، تكرار شده و در بعضى جاها مانند آيه ١٣٩ با مطلب ديگرى درهم آميخته و گفته شده است: «فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْناهُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ». و يا آيات ١٥٨ و ١٥٩ «فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ. وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ».
بعضى از اوقات، تكرار كلمه براى تشويق و ترغيب به كارى است مانند آيه