در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٣٠
مىباشد و مفرد، منظور نظر است.
وقوف در عرفات، در روز عرفة، از واجبات است و ركن حج به شمار مىآيد و با ترك آن، حج باطل است؛ زيرا به گفته پيامبر اكرم «ص» الحجّ عرفة «*».
قرآن مجيد هم، وقوف به عرفه را از فرائض حج دانسته و در آيه بعد از آيه مزبور گفته است: «ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ ...» سوره بقره/ ١٩٩ كه «أفيضوا» به صيغه أمرى بيان شده با حرف عطف «ثمّ» كه بر تراخى دلالت مىكند و مستلزم وجود در آن مكان و وقوف در آن سرزمين است «**».
يعنى: از همانجا كه مردم كوچ مىكنند [از عرفات به مشعر و از مشعر به سرزمين منى] كوچ كنيد.
اين آيه، در واقع، نفى يك عادت جاهلى را كرده است؛ زيرا در جاهليّت اشراف در مسيرى اختصاصى، كنار از بستر رودى كه مردم در آن، به سوى مشعر جارى بودند و در حركت، حركت مىكردند ولى اسلام دستور داد كه «أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ» يعنى از همانجا كه خلق در حركت هستند، شما هم حركت كنيد يعنى همه مسلمانها بايد در عرفات وقوف كنند و سپس به سوى مشعر بيايند و از آنجا به سوى منى، كوچ نمايند.
مىدانيم كه حرف عطف «ثمّ» براى تراخى زمانى است و ترتيب را مىفهماند يعنى تراخى زمانى، بين الإفاضتين و مىدانيم كه «إفاضة» به معناى حركت بعد الوقوف است.
اين دستور يكى ديگر از عادات قريشيان كه خود را سرپرستان كعبه مىشمردند و فرزندان ابراهيم و براى ديگر عربها، مقام و مرتبتى قائل نبودند و آنان را به چيزى
- محيى الدين عبد الحميد ١٣٨٧ ه- ١٩٥٨ م ج ١ ص ٦٧ و جلد يكم ص ٥١ اوضح المسالك الى الفية ابن مالك، تأليف ابو محمد عبد اللّه جمال الدين بن يوسف بن احمد بن عبد اللّه بن هشام، متوفى به سال ٧٦١ ه، تحقيق از محمد محيى الدين عبد الحميد، بيروت، الطبعة الخامسة ١٩٦٦ م ج ١ ص ٥١.
قنسرين: شهرى بوده، در سوريه ميان حلب و حمص، نزديك عواصم. [مربوط است به پاورقى صفحه قبل].
(*) به نقل از پاورقى كنز العرفان ج ١ ص ٣٠٣.
(**) فاضل مقداد در جلد يكم ص ٣٠٣ كنز العرفان نوشته است: «... و لا خلاف فى وجوبه».