در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٤٢
رِضْوانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فِي نارِ جَهَنَّمَ ...» «*» آيه ١٠٩/ توبه. نوشته است ٥٦:
در اين آيه، استعارهاى بس لطيف وجود دارد. توضيح مقال آنكه، پس از ساختن مسجد «قبا» به وسيله مؤمنان، مسجد ضرار نيز به وسيله منافقان ساخته شد.
چون ساختن مسجد «قبا» براساس تقوا، ساخته شده بود و براى خشنودى خدا بود و ساختن مسجد «ضرار» براساس فريب و اغفال مسلمانان، از اين لحاظ گوئيا پايههاى اين مسجد و بنيان آن، بر لب پرتگاهى بوده است كه فرو خواهد ريخت و آنان را به پرتگاه سقوط خواهد انداخت.
سيّد شريف رضى در بحث از آيه: «... مِنْ بَعْدِ ما كادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ...» «» آيه ١١٧/ توبه گفته است ٥٧: اين آيه، استعارهايست؛ زيرا معناى حقيقى «زيغ» إعوجاج است و كجى. و در اين جا، حالت درونى و روانى آنان كه از شدّت ترس، نزديك بوده خود را ببازند، تشبيه شده به موجود محسوسى كه پس از استقامت و راستى به كجى گرايد و بعد از ثبات و استوارى، منحرف شود. سيّد شريف رضى، آيه بعدى را براى اثبات گفته خود دليل آورده، كه قرآن گفته است: «.. حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ ...» «**» آيه ١١٨/ توبه. و افزوده است كه اين نيز، استعاره است؛ زيرا در واقع اين گفتار نيز تشبيه معقول است به محسوس؛ زيرا توصيف نفس به تنگى و گشادگى، بطور حقيقت نيست بلكه مجازى است ٥٨.
سيّد شريف رضى، در بحث از آيه: «... حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها ...» آيه ٢٤/ يونس.
و درباره بخش ديگر از همين آيه «... فَجَعَلْناها حَصِيداً ...» نوشته است ٥٩:
در اين آيه، استعارهاى بس زيبا وجود دارد؛ زيرا «زخرف» در لغت به معناى زيور و زينت و رنگهاى فرحافزا و بهجتزا مىباشد.
(*) يعنى: آيا آن كس كه بناى كار خويش را بر ترس از خدا و تقوا و رضاى او، پايه نهاده، بهتر است يا آنكه، بناى كار خود را بر لب سيلگاهى بنا نهاده فرو ريختنى است و به آن، در آتش سقوط كند ...
() يعنى: ... پس از آنكه نزديك بود دلهاى گروهى از آنان بگردد.
(**) يعنى: وقتى كه روى زمين با همه فراخنائيش، بر آنان تنگ شد و از خويش به تنگ آمدند ...