در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٠٠
سكّاكى، محسّنات گفته بود، علم بديع ناميد و تقسيمبندى علوم بلاغى مشخّص شد و اقسام آن معلوم گرديد.
اينك بيان مطلب:
كلمه «بديع» از مادّه بدع الشيىء، يبدعه بدعا، مىباشد يعنى ايجاد كرد و آغاز كرد و كلمه «بديع» و «بدع»: الشيىء الذى يكون اوّلا يعنى چيز تازه، كارى كه قبلا نظير نداشته باشد.
«بدعت: هر چيز نوظهور. بدعت در دين يعنى چيزى كه جزء دين نيست، به دين نسبت دادن و در آن واردكردن. و البدعة: الحدث و ما ابتدع من الدين بعد الإكمال.
وقتى مىگويند: ابدعت الشيىء: يعنى چيزى را اختراع كردم نه بر سبيل مثال و نمونه يعنى: اخترعته لا على مثال. و البديع: من اسماء اللّه تعالى لإبداعه الاشياء و احداثه ايّاها.
وقتى مىگويند: ابدع الشاعر: شاعر شعر نوى آورد. خوب شعر گفت، بىنظير شعر ساخت ٤.
از معانى گوناگون، چنين استنباط مىشود كه دو چيز در مفهوم كلمه «بديع» هست.
الف- در چيز بديع، نوآورى و تازگى بايد وجود داشته باشد.
ب- در مفهوم چيز بديع، براعت و غرابت هم بايد باشد.
در قرآن مجيد، كلمه «بديع» دو بار بكار رفته است:
١- «بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» «*».
آيه ١١٧/ بقره (٢)
٢- «بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ». «**» آيه ١٠١/ انعام (٦)
(*) يعنى: خدا آفريننده آسمانها و زمين است و چون اراده آفرينش چيزى كند، به محض آنكه گويد: موجود باش بفور موجود مىشود.
(**) يعنى: خداست پديد آورنده آسمانها و زمين و چگونه وى را فرزندى تواند بود، در صورتى كه او را جفتى نيست و او همه چيز را آفريده و به همه امور عالم داناست.