در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٠٢
منه عضو تداعى له سائر الجسد بالسّهر و الحمّى.» «**»
و نيز حديث «المؤمن للمؤمن كالبنيان يشدّ بعضه بعضا.» را ترمذى و نسائى، نقل كردهاند.
سرانجام، شيخ محمد عبده، توصيه مىكند كه مسلمانان بايد بيشتر از ديگران وحدت را حفظ كنند و وحدت در آنها بايد به نحو اتّم و اكمل وجود داشته باشد، زيرا:
«لانّهم يعتقدون انّ لهم الها واحدا يرجعون فى جميع شوؤنهم الى حكمه الّذى يعلو جميع الأهواء و يحول دون التّفّرق و الخلاف.». ٣١
بهرحال، خداى بزرگ، مسلمانان را به وحدت و يگانگى و اتّحاد و همبستگى فرمان داده و آنان، را از تفرّق ناشى از اختلاف دينى، نهى كرده و گفته است كه به اسلام و قرآن متمسّك شويد.
نكته قابل توجّه آنكه، خداى بزرگ در اين آيه مورد بحث، كلمه «نعمت» را كه منظور «اتّحاد» است دو بار بكار برده و گفته است:
«... وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً ...» «*»
با اين تكرار كلمه «نعمت» كه همان اتّحاد است، خداوند خواسته است اهميّت اتّفاق و برادرى و وحدت و اتّحاد را به مسلمانان بفهماند. ٣٢
در آيه مورد بحث، خدا همه مسلمانان را به تمسّك جستن و چنگ زدن به كتاب الهى و سنّت پيامبر اكرم دعوت كرده و به قول علّامه مرحوم طباطبائى:
(**) حديث را احمد و مسلم، از قول نعمان بن بشير روايت كردهاند.
(*) اخوان، جمع اخ است و بيشتر در مورد دوستى به «اخوان» جمع بسته مىشود. آلوسى، از قول سيوطى نقل كرده كه:
«الاخ فى النّسب، جمعه اخوه و فى الصّداقة اخوان.».
ر ك: روح المعانى، ج ٢، ص ١٩
شيخ طوسى نوشته است: اخ از آن جهت اخ گويند، لانّ مقصده مقصد اخيه.
يقولون: يتوخى فلان شأن فلان، اى يقصده فى سيره.
و يقولون: خذ على هذا الوخى، اى على هذا القصد.
ر. ك التبيان، ج ٢، ص ٥٤٥ و ٥٤٦.