در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١٨
لطيف هست؛ زيرا عربها كلمه «على» را در اينگونه موارد براى امر شرّ و چيز ناخوشايند و ضارّ بكار مىبرند و حرف «لام» را در خلاف اين موارد و مثلا مىگويند:
«خربت عليه ضيعته» و نمىگويند: «عمّرت على فلان ضيعته» بلكه مىگويند:
«عمّرت له ضيعته».
و شايد برخى از طاعنان بگويند: كه چرا در بخش پايانى آيههاى ٢٨ و ٣٠ سوره آل عمران (٣) عبارت «... وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ» ٢٨/ آل عمران «... وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ». آيه ٣٠/ آل عمران، تكرار شده ولى سيّد شريف ٤٦ رضى، متوفّى به سال ٤٠٦ هجرى، پاسخ داده و گفته است: تحذير نخستين در مورد عقاب و بيم دادن مؤمنان است كه نبايد كفّار را دوست خود بگيرند و تحذير دومى در مورد عقاب و بيم دادن از انجام گناهان و معاصى است؛ چه آغاز آيه ٢٨ «لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ...» مىباشد و ابتداى آيه ٣٠ «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ ...» است. و تكرار جمله «وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ...» در دو مورد جدا از يكديگر است.
ابن رشيق قيروانى، متوفّى به سال ٤٥٦ هجرى در كتاب «العمدة فى محاسن الشعر و آدابه و نقده» گفته است ٤٧ كه تكرار در برخى از موارد نيكوست و در بعضى از جاها قبيح است و زشت. و نيز گفته است كه تكرار بيشتر در الفاظ است و در معانى كمتر. و نيز افزوده است كه گاه شاعر، اسم ممدوح را از جهت جايگزين شدن در قلوب و عظمت دادن بدو، تكرار مىكند. ابن رشيق، برخى از تكرارها را نازيبا شمرده ولى تكرار آيه «فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ»* را در سوره الرّحمن (٥٥) از معجزات دانسته و آنرا بسيار مستحسن شمرده؛ زيرا هربار كه خداى بزرگ نعمتى را يادآورى كرده، اين آيه هم تكرار شده است.
ابن رشيق، نمونههائى از اشعار شعرا كه در آنها هنر تكرار بكار رفته، آورده و تكرار را در شعر إمرئ القيس، قيس بن ذريح، خنساء، ذو الرّمة، جرير، فراوان دانسته و نمونههائى به عنوان مثال، آورده است، همچون شعر ابو عبد اللّه محمد بن جعفر كه درباره ابن معتزّ، سروده است:
لسانى لسّرى كتوم كتوم
و دمعى بحبّى نموم نموم