در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥١٩
ابن المعتز، كتاب صابون الفم (صابون الغم) و چند كتاب ديگر، اسمى از كتاب نقد النثر، تأليف قدامه نمىبرد ٢٠. ياقوت كه قسمتى از گفتههاى ابن النديم را درباره قدامه تكرار مىكند و او را يكى از بلغاى فصيح و فلاسفه فاضل مىداند، علاوه بر كتب برشمرده شده ابن النديم در كتاب «الفهرست»، چند كتاب ديگر نيز به قدامه نسبت مىدهد ولى از كتاب «نقد النثر» براى قدامه، اسم نمىبرد ٢١. در ديگر مآخذ نيز همچون كتاب تاريخ بغداد ٢٢ خطيب بغدادى و كتاب «المنتظم ابن الجوزى» و «الوافى بالوفيات صفدى» و كتاب «عقد الجمان عينى» و «كشف الظنون عن اسامى الكتب و الفنون حاجى خليفه» اسمى از كتاب «نقد النثر» تأليف قدامة بن جعفر، نيست.
خامسا، نويسنده كتاب «نقد النثر» يا كتاب «البيان» در بحث از موضوعات كتاب خود، به كتبى اشاره مىكند و خواننده را به آنها، ارجاع مىدهد كه آن كتب، جزء تأليفات قدامه نيست. مثلا در صفحه ٢٨ كتاب «نقد النثر» كه درباره خبر بحث مىكند، مىگويد: «و قد تكلمنا فى هذا الباب فى كتابى: «الحجة» و «الايضاح» بما اغنى عن اعادته.» و نيز در صفحه ٦٢ كتاب «نقد النثر» آنجا كه از رمز، در قرآن سخن مىگويد، از كتابى به اسم «اسرار القرآن» بحث مىكند و مىگويد: «و قد ذكرنا مما تادى الينا من تفسير ذلك فى كتابنا الذى لقبناه «بأسرار القرآن» ما أغنى عن اعادته ههنا.».
يا مثلا آنجا كه نويسنده كتاب نقد الشعر از جدل و مجادله، سخن مىگويد، در بحث از خلاف مىگويد ٢٣.
«و قد ذكرنا ذلك بشرحه فى «كتاب التعبد» بما اغنى عن اعادته، الا انا نذكر من ذلك جملا تدل عليه.».
نام اصلى كتاب «البرهان فى وجوه البيان» است و مؤلف حقيقى آن اسحاق بن ابراهيم بن سليمان معروف به: ابن وهب.
گفتيم كه دكتر على حسن عبد القادر در سال ١٩٤٨ م. مطابق ١٣٦٨ ه. ق.
مقالهاى در شماره بيست و چهارم مجله المجمع العربى چاپ دمشق نوشت و در آنجا ثابت كرد، كتابى كه به اسم نقد النثر چاپ شده و اشتباها به قدامه، نسبت داده شده است، بخشى از كتاب «البرهان فى وجوه البيان» است كه اسحاق بن ابراهيم بن سليمان بن وهب نوشته است؛ زيرا نسخه خطى كاملى كه در كتابخانه چستربيتى موجود