در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٧٤
و نمىگوييد: «أعطيته در همين و ثلاثة و اربعة».
يعنى در چنين موردى، عبارت نخستين را بكار مىبريد، با توجّه به اينكه در اين مورد، قرينه لفظى هم در دنبال عبارت هست يعنى كلمه «فواحدة» در «فإنّ خفتم الّا تعدلوا فواحدة». در واقع گفته است: يا دو و يا سه و يا چهار و در صورت عدم رعايت عدالت، پس يكى فقط.
در بحث از عبارت «... فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً ...» كه بخشى از آيه ٣/ سوره نساء و معناى آن: «اگر نمىتوانيد كه عدالت را رعايت كنيد، به همان يك همسر اكتفاء كنيد» مىباشد، نوشتهاند ٦٣:
در واقع، تعدّد زوجات و چند زنى، به شرطى است كه در ميان آنان عدل و داد، برقرار شود و از ظاهر همين آيه، چنين مستفاد مىشود كه إجراى عدالت، امكان دارد در صورتى كه در آيه ١٢٩ همين سوره نساء، قرآن گفته است:
«وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ ...»
يعنى: و هرگز نخواهيد توانست كه ميان زنان به عدالت رفتار كنيد، گرچه در اين كار كوشا و حريص باشيد.
كه ظاهرا چنين به نظر مىرسد كه چند زنى در اسلام، روا نيست و ممنوع مىباشد؛ زيرا در آيه ٣/ سوره نساء، چند زنى را مشروط به رعايت عدالت كرده و در آيه ١٢٩/ همين سوره نساء، إجراى عدالت را براى مردان، امرى محال دانسته است.
در پاسخ اشكالتراشان بايد گفت كه عدالت در آيه ٣/ سوره نساء، در حقوق ظاهرى است و عدالت در آيه ١٢٩/ سوره نساء، احساسات باطنى مىباشد كه آدمى به آن، توانائى ندارد و عدالتى كه مراعات آن، از قدرت انسانى، بيرون است، عدالت در تمايلات قلبى است كه از شرايط چند زنى نيست و آنچه كه شرط است، عدالت در جنبههاى ظاهرى است؛ زيرا از ذيل آيه ١٢٩/ سوره نساء كه قرآن گفته است:
«... فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ ...» استنباط مىشود:
يعنى: به تمامى به يك سو ميل نكنيد و تمام تمايل قلبى خود را، متوجّه يك تن از آنان نسازيد كه ديگرى را بلا تكليف سازيد.
در بحث از آيه: «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ