در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٨٤
كلمات: فصاحت و بلاغت و بيان را مترادف بكار برده و براى اين سه كلمه يك مفهوم قائل شده در صورتى كه در دورههاى بعد، مدلول اين سه كلمه متفاوت است و علماى بلاغت براى هريك از اين كلمات، مدلول خاصّى و معناى ويژهاى، قائل هستند.
جاحظ، گاه كلمه «بيان» را در مقابل كلمه «عىّ» قرار داده و مثلا گفته است ٤٨:
«سحبان مثل فى البيان و باقل مثل فى العىّ» و گاه آنرا به معناى قرآنى كلمه، بكار برده ٤٩، همانطورى كه در آيات ١ تا ٤ سوره الرحمن، هست:
«الرَّحْمنُ. عَلَّمَ الْقُرْآنَ. خَلَقَ الْإِنْسانَ. عَلَّمَهُ الْبَيانَ».
و در جاى ديگر، جاحظ، بيان را به معناى وسيع آن بكار برده و گفته است ٥٠:
«و البيان اسم جامع لكلّ شيىء كشف لك قناع المعنى و هتك الحجاب دون الضمير ...».
و به عقيده جاحظ، بيان اعمّ از بلاغت است؛ زيرا «بيان» با دلالت لفظى، اشاره، خطّ و بدون لفظ و اشاره هم انجام مىشود، در صورتى كه بلاغت، با لفظ است و تعبيرات لفظى، بنابراين مفهوم بيان، اعمّ از بلاغت است ٥١.
و حال آنكه، سكّاكى، مسائل مربوط به: تشبيه- مجاز- كنايه را از مصطلحات علم بيان و مسائل مربوط به خواصّ تركيب كلام را از مصطلحات علم معانى و جز اين دو را به اسم محسّنات ناميده و آنرا هم به دو دسته لفظى و معنوى تقسيم كرده است.
مفهوم «معانى» «*» در نظر عبد القاهر جرجانى نيز، نه آن چيزى است كه سكّاكى
- ابن خلّكان نيز در جلد سوم صفحات ١٤٠ تا ١٤٤ وفيات الأعيان از جاحظ بحث كرده و او را عالمى مشهور و نويسندهاى توانا كه كتابهاى فراوان در رشتههاى مختلف نوشته، معرّفى كرده و ضمنا فرقه «جاحظيّة» كه از فرق معتزله است بدو انتساب دارد. ابن خلّكان يكى از بهترين كتب او را «الحيوان» دانسته و ديگرى «البيان و التبيين». جاحظ عمر درازى كرده و متجاوز از ٩٠ سال در اين جهان زيسته است.
(*) تعريف فارسىزبانان از علم معانى كه در كتابهاى خود آوردهاند، مقتبس از خطيب قزوينى است كه در صفحه ١٢ كتاب «الايضاح» گفته است:-