در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٥٤
در شعر، حروف كلمات از ثقل، خالى باشد و شاعر در مصراع نخست كلمه (امدحه) را تكرار كرده و علاوه بر اين حاء و هاء كه هردو از حروف حلقى نيز مىباشند، جمع كرده و از حد اعتدال خارج شده است. ابن عميد به تناسب و ارتباط ميان اغراض شعر و معانى و اوزان و قوافى شعر، اشاره كرده است و اعتقاد دارد كه ممكن است در شعرى بعلت فراوانى حروف مدى در تفعيلات آن، لازم باشد كه شاعر بحرى را انتخاب كند كه حركات آن كند باشد و نيز در شعرى بعلت سرعت تفعيلات، لازم باشد كه شاعر بحر سريعى را انتخاب كند ٣٢. و شايد بتوان گفت كه پس از خليل بن احمد، ابن عميد، نخستين كسى بوده كه به موسيقى كلام در شعر توجه كرده است.
على بن عبد العزيز جرجانى معروف به قاضى جرجانى متوفى به سال ٣٦٦ ه. در كتاب «الوساطة بين المتنبى و خصومه» علاوه بر اينكه از مسائل بلاغى همچون: تشبيه، استعاره، تجنيس و مطابقه و تفاوت ميان تشبيه و استعاره و ديگر مسائل بحث مىكند، بايد گفت كه كتاب وى به معناى واقعى كلمه، نقدى است بر شعر شاعران؛ زيرا وى اشعار شعرا را، بررسى مىكند و خوب و بد آنها را، باز مىگويد و در كتاب خود ٣٣، مباحثى، تحت عنوان «اغاليط الشعراء» ترتيب داده كه در آن مباحث، آنچه كه بنظرش رسيده، گفته است و اشكالاتى كه در شعر شاعران ديده، بيان كرده است و اشعار خوب و بد شاعران را بازگو كرده است ٣٤. و حتى خطاهاى وزنى شعر شاعران را نيز باز مىگويد ٣٥.
خلاصه آنكه، تخمى كه اينان در زمينه نقد و بلاغت پاشيدند، بعدها نهال بارورى شد و درختان پرثمرى بوجود آورد و نوبت به مرزبانى متوفى به سال ٣٨٤ ه. و كتاب پرفايده او يعنى «الموشّح» رسيد ٣٦.
مؤلف كتاب:
ابو عبيد اللّه محمد بن عمران بن موسى مرزبانى كه از بزرگان معتزله بوده است و داراى تصانيف فراوان. پدرش نايب صاحب خراسان در دربار بغداد بوده است.
مرزبانى در بغداد به سال ٢٩٦ يا ٢٩٧ بدنيا آمده است و بنابراين او خراسانى الأصل و بغدادى المولد است و چون بعضى از اجداد او مرزبان بودهاند، او به