در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٢٣
سجع، همچون مصاريع شعر در برابر يكديگر قرار گرفته باشند و نه مانند نثر مرسل در پى هم و اصولا سجع، تقليدى است از وزن و قافيه شعر در نثر ٢٣ «ان القوافى تجرى فى الشعر مجرى السجع فى النثر». سكاكى متوفى به سال ٦٢٦ ه در ص ١٨٢ مفتاح العلوم مىنويسد: «و من جهات الحسن الاسجاع و هى فى النثر كما فى القوافى فى الشعر».
اصولا سجع در زبان عربى، از پيش از اسلام وجود داشته؛ زيرا كلام كهّان و قصّاص و خطبا، در دوره جاهلى، مسجع بوده و بسيارى از كلام مسجع كاهنان عرب پيش از اسلام را، نويرى در كتاب خود آورده است و در باب سوم جلد سوم، فصلى را به اخبار كاهنان اختصاص داده است ٢٤.
جاحظ نيز، بابى را در سجع زبان عربى اختصاص ٢٥ داده و عبارات مسجعى را باز گفته و كلمات مسجوع خطبا و بزرگان را بيان كرده است ٢٦.
نويسنده كتاب «نقد النثر» علاوه بر اينكه، خطبه مسجّع قسّ بن ساعدة «*» را از قول پيامبر اكرم، نقل كرده است، يك سلسله كلمات مسجوع را بيان كرده و از خطابه و ترسّل نيز در ضمن، بحث كرده است ٢٧.
از سجع كاهنان، ابو هلال عسكرى هم، سخن گفته است ولى وى سجع كاهنان را مذموم و ناپسند دانسته است و سجعى را كه از تكلّف و تعسّف بدور باشد، خوب مىداند ٢٨.
ابن اثير هم يكى از انواع صناعات هشتگانه لفظى را، سجع مىداند و بتفصيل درباره سجع و آراء مختلفى كه درباره سجع بيان شده و اينكه برخى اصولا سجعنويسى را ناپسند دانسته، سخن گفته است، وى از سجع در قرآن و در حديث نبوى ضمن اينكه از سجع كاهنان سخن مىگويد و آنرا ناپسند مىداند، بحث كرده و بتفصيل از سجع خوب و اقسام مختلف سجع، سخن رانده است ٢٩.
اصولا ميان علماى بديع اختلاف است، برخى مىگويند كه سجع فقط مختّص به نثر است ٣٠ و بعضى عقيده دارند كه سجع تنها اختصاص به نثر ندارد همچون قدامة
(*) هو من قبيلة اياد، كان خطيب العرب و حكيمها فى الجاهيلة، و يظّن انّه توفى عام ٦٠٠ ميلادية. ر ك:
پاورقى نقد النثر ص ٩٨.