در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٨٨
«مرسن» كه مردم آنها را مترادف مىدانند و هممعنى، فى الواقع مترادف نيستند. و روى همين اصول بود كه قدامة بن جعفر، متوفّى به سال ٣٣٧ هجرى، يك باب از كتاب جواهر الالفاظ را به تميز ميان دو امر و تفاوت آنها اختصاص داد و ابو هلال عسكرى متوفّى به سال ٣٩٥ هجرى كتاب الفروق فى اللغة را در باب تفاوت ميان كلمات و لغات مترادف نوشت تا سرانجام، نوبت به ثعالبى و كتاب فقه اللغة و سر العربية او رسيد كه در ٣٠ باب تأليف كرد كه هرباب هم خود داراى فصولى است.
ثعالبى، كتاب فقه اللغة خود را مبتنى بر گفتهها و نوشتههاى علماى پيشين نوشته است و از تأليفات آنان بهره گرفته است و خود نيز در مقدّمه فقه اللغة به اين نكته اشاره كرده است. ٤١
مصحّح محترم كتاب فقه اللغة گزيدهاى از كتاب كفاية المتحفّظ و نهاية المتلّفظ تأليف ابو اسحاق ابراهيم بن اسماعيل بن عبد اللّه معروف به ابن اجدائى «*» طرابلسى را كه در قرن پنجم هجرى مىزيسته و از بزرگان لغت و ادب عربى به شمار مىآمده، ضميمه كرده است.
ابن اجدائى در همين كتاب به برخى از تفاوتها و فروق كه ميان كلمات، وجود دارد اشاره كرده است و يك باب را به اعضاى بدن انسان، اختصاص داده است. ٤٢
محقّق محترم كتاب فقه اللغة گزيده ديگرى نيز به اسم كتاب الجراثيم نوشته عبد اللّه بن مسلم را در سه باب ضميمه كرده و در همين كتاب فقه اللغة به چاپ رسانيده است. ٤٣
ثعالبى، فقه اللغة، را در سى باب نوشته كه هرباب نيز فصولى دارد. باب اوّل
كلمه «احلام» دو بار در سوره يوسف آيه ٤٥ بكار رفته است: «قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلامِ بِعالِمِينَ» و يك بار هم در سوره انبياء [٢١] آيه ٥ «بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ ...» و در سه مورد جمع بكار رفته تا كه بر خلط و آميختگى و درهم و برهمى دلالت كند و از يكديگر تميز داده نشود و نتوان بطور دقيق آنرا تشخيص داد.
براى آگاهى بيشتر رجوع شود به: الاعجاز البيانى للقرآن ص ١٩٨ تا ص ٢٢٠.
در سوره يوسف [١٢] آيه ٤٢ «وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ».
(*) اجدائية: قرية من قرى افريقية بنسب سلفه اليها.