در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٢٠
٩- ديگر از فنون بديعى كه در آيه مورد بحث وجود دارد، صنعت «صحّت تقسيم» است و اين صنعت بنا بر آنچه كه ابن ابى الإصبع گفته است ٦٧، عبارت مىباشد از:
«صحّة الأقسام عبارة عن استيفاء المتكلّم جميع اقسام المعنى الذى هو آخذ فيه بحيث لا يغادر منه شيئا».
قرآن مجيد هم، در آيه مورد بحث، تمام مفاهيم متبادر به ذهن را مورد توجّه، قرار داده و چيزى فروگذار نكرده است.
١٠- در آيه مورد بحث، صنعت «احتراس» در عبارت «... وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» هست؛ زيرا ممكن بود، توهّم شود كه هلاك و نابودى همه را فرا خواهد گرفت و عموميّت خواهد داشت و آن كس هم كه استحقاق هلاك ندارد، هلاك خواهد شد، در صورتى كه عدل خدايى ايجاب مىكند كه درباره غير مستحقّ، نفرين نشود.
و شايد به ذهن كسى خطور كند كه كلمه «قوم» در اين جا، زائد است و چنانچه گفته مىشد:
و قيل بعدا للظالمين» درست بود و معنى كامل.
ليكن در جواب بايد گفت كه بلاغت قرآنى، اقتضاء مىكند كه لفظ «قوم» هم در اين عبارت آورده شود، تا معلوم گردد كه منظور همان «قوم» مىباشد كه در آيه پيشين از آنها، ذكرى به ميان آمده و قرآن گفته بوده است:
«... وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ «*» ...». آيه ٣٧/ هود
يا مثلا در آيه ٣٦ همين سوره كه قرآن گفته است:
«... وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ «**»»
پس معلوم شد كه لفظ «قوم» نهتنها زيادى نيست، بلكه بودن آن نيز بسيار ضرورى است ٦٨.
١١- در آيه مورد بحث، صنعت مساوات نيز هست؛ زيرا الفاظ موجود در آيه، نه
(*) يعنى: ... و هروقت بزرگان قوم نوح بر او مىگذشتند، مسخرهاش مىكردند ...»
(**) يعنى: ... درباره گروه ستمكاران كه بايد غرق شوند، سخن مگوى.