در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨١٠
كلاعى، فصلى از همين باب را به «مورّى» كه از ماده «تورية» است، اختصاص داده و نوشته است كه «مورّى» گفتارى است كه باطن آن بجز ظاهرش مىباشد همچون سخنى كه شريح پس از عيادت از زياد بن ابيه در بيمارى موت، در پاسخ سائل، گفته بود.
سائل پرسيده بود كه زياد را چگونه يافتى؟ شريح گفته بود:
«تركته يأمر و ينهى» كه ظاهر عبارت معنايى دارد ولى در باطن، معناى آن چنين است: «قد تركته يأمر بالوصيّة و ينهى عن البكاء». ٨٢
كلاعى در فصلى كه از «مقامات» سخن گفته، متذكّر شده است كه بديع الزمان همدانى، متوفّى به سال ٣٩٨ هجرى، چهارصد مقامه در غايت جودت و فخامت نوشته كه متأسّفانه فقط ٤٠ مقامه، به ما رسيده است «*»- راوى آن مقامهها عيسى بن هشام است و قهرمان آن روايات، ابو الفتح اسكندرى كه مخلوق فكر و زاييده خيال نويسنده مىباشد و يكى از شاهكارهاى نثر مصنوع و مغلق است.
(*) و انّ له اربع مأة مقامة فى غاية الجودة و الفخامة، و الذى وصل الّى منها نحو لاربعين» ر ك: احكام صنعة الكلام ص ١٩٨.
ثعالبى، متوفّى به سال ٤٢٩ ه نيز در شرححال بديع الزمان همدانى در جلد چهارم ص ٢٥٧ چاپ بيروت «يشمة الدهر فى محاسن اهل العصر» نوشته است:
«و املى اربع ماء مقامه نحلها الى الفتح الاسكندرى فى الكذبة و غيرها و ضمنها ما تشتهى الانفس و تلذّ الاعين من لفظ انيق، قريب المأخذ بعيد المرام ...»
و نيز از سخن حصرى قيروانى، چنين استنباط مىشود كه پيش از بديع الزمان همدانى، ابن دريد متوفّى به سال ٣٢١ ه، ٤٠ مقامه نوشته و بديع الزمان به تقليد از او، ٤٠٠ مقامه در مقام نظيرهگوئى نوشته است ر ك:
زهر الآداب ج ١ ص ٢٦١.
سخن حصرى قيروانى چنين است:
«و لمّا رآى ابا بكر محمّد بن الحسين بن دريد الآزدى اغربت باربعين حديثا، و ذكر انّه استنبطها من ينابيع صدره ... عارضها باربع مأة مقامة فى الكدية.
و نيز بايد دانست كه استاد دانشمند، محمّد محيى الدين عبد الحميد، ٥١ مقامه از بديع الزمان همدانى را در ٤٨٥ صفحه شرح كرده و تاكنون دو بار هم چاپ شده است. چاپ دوّم كتاب در بيروت به سال ١٣٩٩ ه- ١٩٧٩ ميلادى در دار المكتب العلمية نيز چاپ شده است. نخستين مقامه «المقامة القريضية» است كه در واقع نقدگونهاى است در باب شعر و شاعرى شعراى جاهلى و قرون اوّليه هجرى و آخرين و پنجاه و يكمين مقامه هم «المقامة البشرية» است كه از «بشر بن عوانة العبدى» كه از صعاليك بوده، سخن گفته است.