در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٠٧
گفته است ٣٦: «المزين هو الشيطان زين لهم الدنيا و حسنها فى اعينهم بوساوسه و حببها اليهم فلا يريدون غيرها ...»
و چون در بسيارى از آيات قرآنى، لفظ «تزيين» به خدا اسناد داده شده و مواردى نيز هست كه به غير خدا، اسناد داده شده، زمخشرى آنچه كه با عقيدهاش سازگار بوده، اسناد فعل را حقيقى دانسته و آنچه كه موافق اعتقاد اعتزالى او نبوده است، آنرا مجازى دانسته است. زمخشرى در بحث از آيه: «إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ.» (سوره النمل ٤) مورد سئوال قرار گرفته و از او سئوال شده كه چگونه تزيين و آراستهكردن اعمال انسانها، در اين آيه به خدا اسناد داده شد و در آيه:
«وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ ...» (سوره انفال ٤٨) به شيطان نسبت داده شده است؟!
زمخشرى، پاسخ داده است ٣٧: «بين الاسنادين فرق، و ذلك ان اسناده الى الشيطان حقيقة، و اسناده الى اللّه عز و جل مجاز ...»
زمخشرى معتزلى مذهب، بناچار بايد خط مشى اعتزال را دنبال كند و در همان راه گام بردارد و پيرو آراء معتزله باشد و بگويد: ميان اين دو اسناد، تفاوت هست، زيرا آنجا كه اسناد به شيطان است حقيقت مىباشد و اسناد به خدا مجاز. معتزله برآنند كه آنچه خدا براى انسان به وجود مىآورد، مصلحت اوست، اينست كه اسناد تزيين را در آيات به خدا، مجازى مىداند. «*»
و چون زمخشرى، درك مفاهيم مجازى را ضرور مىداند و بدان اهميت مىدهد، در مقدمه كتاب «اساس البلاغه» نوشته است ٣٨: چون خداوند، قرآن را از ميان كتب آسمانى به صفت بلاغت مختص گردانيد و عرب را به تحدى و نظيرهگويى فرا خواند، بنابراين آگاهى از وجوه اعجاز قرآن و اسرار و لطائف آن، براى هرخواننده ضرورت دارد، اينست كه من- بنده خدا محمود بن عمر زمخشرى- درصدد برآمدم كه كتاب «اساس البلاغه» را بنويسم و از اين راه تركيبات زيبا و مستحسن زبان عربى را
(*) آنچه در اينگونه موارد صحيح به نظر مىرسد اينست كه: زينتدهنده خداوند است، زيرا خداست كه عشق به فرزندان و مال و ثروت را در نهاد آدمى ايجاد كرده، تا او را آزمايش كند و در مسير تكامل و تربيت به پيش ببرد. براى آگاهى بيشتر رجوع شود به تفسير نمونه ج ٢، ص ٣٣٩.