در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٤٢
...»
تفتازانى در مبحث علم بيان، تعريف و تقسيمات آن علم را بخوبى باز گفته و بحث از دلالات و اقسام آنرا بىارزش دانسته و افزوده است: مطالبى كه در مقدّمه علم بيان بطور مشروح گفته شده و بسيار خستهكننده بوده و درهم و برهم «*»، از ابتكارات سكّاكى است كه در باب تعريف علم بيان، مشروحا بحث كرده، در صورتى كه ممكن بود، گفته شود: «علم البيان علم يبحث فيه عن التشبيه و المجاز و الكناية.» ١٥
گويا تفتازانى، به اين نكته، توجّه داشته كه علوم بلاغى پس از عبد القاهر جرجانى متوفّى به سال ٤٧١ ه و زمخشرى متوفّى به سال ٥٣٨ ه دوران انجماد و پژمردگى را گذرانده و تحليل دقيقى از علوم بلاغى نشده و يك سلسله علوم ديگر همچون: منطق، فلسفه، كلام، اصول فقيه و نحو وارد مباحث علوم بلاغى شده كه هيچگونه ارتباطى به پرورش ذوق و محاسن كلام نداشته و كتب نوشته شده، قابل درك فهم عموم نبوده و به شرح نياز داشته و گاه اتّفاق مىافتاده كه شرح از متن اصلى مشكلتر و به حاشيهنويسى نياز داشته باشد و روى همين اصول بوده كه براى همين دوره گفته شده:
«تحول البلاغة الى قواعد جافّة»
تفتازانى در كتاب «مطوّل» حقيقت را در نظر داشته و در بسيارى از موارد بدون حبّ و بغض، سخن گفته، از سكّاكى دفاع كرده و از آگاهى او به اصطلاحات و فنون گوناگون بخوبى ياد كرده و گفته است كه خطيب قزوينى، عبارت شيخ عبد القاهر جرجانى را بخوبى درك نكرده و به تأمّل بيشترى نياز داشته است.
تفتازانى، از عبد القاهر جرجانى و احاطه و تسلّط او، به اسرار كلام عرب و آگاهى او از رموز بلاغى به عبارت «فلله درّ الامام عبد القاهر» سخن گفته است. از خطيب قزوينى به بزرگى ياد مىكند و كتاب «تلخيص المفتاح» او را از بهترين كتب بلاغى مىشمارد و روى همين اصل به شرح آن، مبادرت مىورزد و توضيح مىدهد
(*) عبارت تفتازانى چنين است:
«هذا هو الكلام فى شرح مقدّمة علم البيان على ما اخترعه السكّاكى و انت خبير بما فيه من الإضطراب. و الأقرب ان يقال:
علم البيان علم يبحث فيه عن التشبيه و المجاز و الكناية.»