در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٩٧
و ما مىدانيم كه تقسيم علوم بلاغى به سه قسم: معانى- بيان و محسّنات از ابتكارات سكّاكى متوفّى به سال ٦٢٦ هجرى است و شهرت عمده او هم به سبب تدوين بخش سوّم كتاب «مفتاح العلوم» است كه از علم معانى و بيان و لواحق آن دو يعنى فصاحت و بلاغت و محسّنات بديعى، بحث كرده است و در طبقهبندى و تبويب علوم بلاغى، بسيار زحمت كشيده است.
سكّاكى، براى اوّلين بار بود كه مباحث علم بيان را منحصر به: تشبيه، مجاز، كنايه و استعاره دانست ٥ و نخستينبار، جداگانه از علم مبانى تعريف كرد و گفت:
«اعلم انّ علم المعانى هو تتبع خواص تراكيب الكلام من الافادة و ما يتصّل بها ... فى تطبيق الكلام على ما يقتضيه الحال ذكره» ٦.
سكّاكى، انواع فنون بديعيّه را نيز محسّنات ناميده و آنها را به لفظى و معنوى، تقسيم كرد و اقسام هريك را با ذكر مثال بيان كرد. ٧
نامگذارى محسّنات لفظى و معنوى، به علم بديع، از نويسنده كتاب «المصباح فى علوم المعانى و البيان و البديع»، يعنى، بدر الدين «*» محمّد بن جمال الدّين بن مالك متوّفى به سال ٦٨٦ ه. مىباشد. او نيز، همچون خطيب قزوينى، بخش سوّم كتاب «مفتاح العلوم سكّاكى» را ملخّص كرد، و بر محسّنات بديعى، نام ويژهاى گذاشت و آنرا علم بديع ناميد. ٨
گفتيم كه ابن معتّز، زيبايىها و ابداعات كلام را به دو دسته «بديع» و «محاسن» منقسم كرد و پس از بحث در مباحث پنجگانه فنون بديعى- البته در اصطلاح ابن معتّز- به بحث از محاسن كلام پرداخته و محاسن كلام و شعر را فراوان دانسته و ادّعا ندارد كه به تمام محاسن كلام، دسترسى دارد و از همه آنها آگاه است، بلكه بدون نظم و ترتيب دوازده نوع از محاسن كلام را مورد بحث قرار داده و براى هر
(*) بدر الدين بن مالك فرزند ابن مالك معروف (- ناظم الفيّه در نحو) بوده، از پدر دانش آموخته در فقه و اصول و نحو و معانى و بيان صاحبنظر بوده است. سيوطى، در بغية الوعاة نام كتاب او را در علوم بلاغى «المصباح فى اختصار المفتاح فى المعانى»، نوشته و نويسنده «شذرات الذهب»، نام كتاب را «المصباح فى المعانى و البيان»، دانسته و نويسنده «معجم المطبوعات» از قول صفدى نوشته است كه در نحو و معانى و بيان و بديع و عروض و منطق، «اماما فهما ذكيّا، حادّ الخاطر» بوده است. الفيّه پدر را نيز او هم، شرح كرده است ٩.