در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٨٧
مىكند، پس معناى «مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ» يعنى دوتا دوتا، سهتا سهتا، چهارتا چهارتا. و چون خطاب در آيه، متوجه همه مردم است حرف «واو» هم در اين آيه دلالت بر تخيير مىكند و نه بر جمع. بنابراين معناى آيه چنين است: براى هريك از مؤمنان رواست كه دو يا سه و يا چهار زن بگيرند و از نظر اينكه مخاطب همه مردم هستند بناچار بايد دو و سه و چهار هم با لفظ و صيغهاى كه بر تكرار دلالت دارد، آورده شود و گفته شود: «مثنى و ثلاث و رباع».
توضيح علامه، در پاسخ كسانى است كه گفتهاند: «واو» در مثنى و ثلاث و رباع، براى جمع است و آيه دلالت بر جواز ٩ زن مىكند كه حاصل جمع ٩ ٤+ ٣+ ٢ مىباشد.
علامه مرحوم، از گفته شيخ طبرسى در تفسير مجمع البيان نيز استفاده كرده و گفته است: وقتى مىگويند: «دخل القوم البلد مثنى و ثلاث و رباع»، لازمهاش اجتماع اعداد نيست و عبارت مزبور بدينمعنا نمىباشد كه بگوئيم: قوم در دستههاى ٩ نفرى وارد شهر شدند و اگر چنين مىبود، عدد تسع (- ٩) را مىگفت. ٢٠
شيخ خليل ياسين، در بحث از آيه «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً» گفته است: ٢١ مقصود از عدالت در اين آيه، عدالت در امور مادى و خرج و نفقه و هزينه زندگى است «فقد عنى به النفقه» و منظور از عدالت در آيه «وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا» محبت واقعى و قلبى است كه هيچ مرد نمىتواند ميان دو زن يك چنين عدالتى را اجرا كند و هردو زن را به يك اندازه دوست داشته باشد.
* پيروان مكتب عقل در تفسير، درباره عروج «عيسى بن مريم» از روى دار، نيز برداشتهايى از قرآن كردهاند كه به بررسى آن مىپردازيم:
قرآن در اين مورد مىگويد: «... وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ ...» و بخش پايانى آيه «وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً» (نساء/ ١٥٧ و ١٥٨) كه كشته شدن عيسى و به دار آويختن او را نفى كرده و گفته است كه البته به طور يقين بدانيد كه عيسى را نكشتند، بلكه خدا او را به سوى خود بالا برد. با توجه به آيه: «إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ وَ مُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا ...»