در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣١٤
تفسير داشته باشد.
فضل بن يحيى مىگويد: از عربى پرسيدم. بلاغت چيست؟ گفت: ايجازى است بدون عجز و اطنابى است بدون ياوهگوئى ٦٠.
از مجموع اين سخنان چنين نتيجه مىگيريم كه: در عصر اموى و اوائل دوران عباسيان از بلاغت بطور اجمال تعاريفى شده است ولى كتابى در مورد علوم بلاغى تأليف نشده است.
مرحله دوم. مرحله نمو و پيشرفت علوم بلاغى است.
در دوران بنى اميّه و دوران نخستين حكومت عباسيّان بعلّت اينكه عرب شهرنشين مىشود، حيات فكرىاش توسعه مىيابد و مباحث سياسى و عقلى و عقيدهاى ظهور مىكند و فرق مذهبى گوناگونى از قبيل: خوارج، مرجئه، شيعه، جبريه، قدريه و معتزله ظهور مىكند و طبيعة انديشه عرب توسعه مىيابد و مباحثى كه به حسن و زيبائى الفاظ ارتباط پيدا كند، فراوان مىشود و علوم بلاغى نضج مىگيرد و اظهار عقايد گوناگون در مباحث كلامى و افكار مختلف كه در مساجد بصره و كوفه و بغداد از راه سخنرانى به ديگران القاء مىشد، غير مستقيم به مسائل بلاغى توجّه مىشد. سخنوران ناگزير بودند كه براى پيروزى بر خصم و رسيدن به هدف خود، فن خطابت و قواعد آنرا فرا گيرند تا سخنشان مؤثرتر و پيروزىشان بر خصم مسلّمتر باشد و معتقد بودند كه خطيب بايد بتواند و قدرت داشته باشد كه در موضوعات گوناگون با الفاظ زيبا و فصيح سخن بگويد و موضوع را به شنوندگان خود بفهماند، اين است كه بايد گفت: متكلّمان و علماى كلام در پيشرفت علوم بلاغى مؤثر بودند.
در همين زمان است كه شعراء به دستگاه خلافت و ولاة و سران سپاه و سخاوتمندان راه مىيابند و شعر و شاعرى رونق مىگيرد و شاعران با يكديگر به همچشمى و رقابت مىپردازند و سعى آنان بر اين است كه در انتخاب الفاظ و مضامين بكوشند تا دلها و گوشها را بيشتر بسوى خود جلب كنند و در نتيجه بتوانند جوائز ارزندهتر و صلات گرانبهاتر دريافت كنند.
نحويون و لغويون نيز در پيشرفت علوم بلاغى و تعبيرات بيانى خدمات ارزندهاى كردند و از راه تشريح اشعار و شعراء و تفسير آيات قرآنى و بازگوكردن مطالب