در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤١٧
بحثى درباره كلمه بديع
كلمه «بديع» از ماده بدع الشى يبدعه بدعا مىباشد يعنى ايجاد كرد و آغاز كرد و كلمه «بديع» و «بدع»: الشىء الذى يكون اولا، يعنى چيز تازه، كارى كه قبلا نظير نداشته است.
بدعت: هر چيز نوظهور. بدعت در دين يعنى چيزى كه جزو دين نيست، به دين نسبت دادن و در آن واردكردن. و البدعة: و الحدث و ما ابتدع من الدين بعد الا كمال.
وقتى مىگويند: ابدعت الشىء: يعنى چيزى را اختراع كردم، نه بر سبيل مثال و نمونه. يعنى: اخترعته لا على مثال.
و البديع: من اسماء اللّه تعالى لابداعه الاشياء و احداثه اياها.
و نيز وقتى مىگويند: ابدع الشاعر: يعنى شاعر شعر نوى آورد، خوب شعر گفت، بىنظير شعر ساخت. ١
از معانى گوناگون، چنين استنباط مىشود كه در كلمه «بديع» دو چيز هست:
الف: در چيز بديع، نوآورى و تازگى بايد وجود داشته باشد.
ب: در مفهوم چيز بديع، براعت و غرابت هم بايد باشد.
در قرآن مجيد، كلمه «بديع» دو بار به كار رفته است:
١. بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ. «*» (آيه ١١٧ سوره
(*) يعنى خدا آفريننده آسمانها و زمين است و چون اراده آفرينش كند، به محض آنكه گويد: موجود باش بفور-