در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٩٤١
ادبيّات فارسى در هند
روابط ايران و هند به پيش از اسلام مربوط مىشود. قدر مسلّم آنست كه زبان فارسى قديم و زبان اوستائى ايران پيش از اسلام، با زبان سانسكريت، زبان قديم هنديان، شباهت فراوان داشته و خيلى به هم نزديك بودهاند و به احتمال قوى، در اصل يكى بودهاند و چنين مىنمايد كه اين دو زبان، تؤامان بوده و هردو از يك شكم زائيده شدهاند.
ميان دو قوم ايرانى و هندى، افسانههاى مشترك بسيارى وجود داشته و بسيارى از اينها در شاهنامه فردوسى به نظم درآمده است ١.
اين دو سرزمين، ايران و هند، به سبب مجاورت از قرنها پيش، با هم ارتباط داشته و ميان اين دو ملت، روابط مدنى و انسانى، برقرار بوده است.
روابط ميان ايران و هند، در عصر اوستائى و بعدها در عصر هخامنشى و در زمان سلوكيها و سپس دوره اشكانيها و سرانجام زمان ساسانيها، برقرار بوده و كلمه «هند» در شاهنامه فردوسى، مكرر بكار رفته است ٢. داستان آوردن برزويه طبيب، كتاب كليله و دمنه را در روزگار انوشيروان، پادشاه ساسانى. خود معروف است ٣.
در زمان ساسانيان، علاوه بر روابط فرهنگى و سياسى، روابط بازرگانى هم ميان ايران و هند بوده است و راه بازرگانى و دادوستد ميان ايران و هند، از جنوب هند و بيشتر از راه دريا بوده و ميان شاهان ساسانى ايران و سلطنتهاى جنوب هند، سفير مبادله مىشده است ٤.