در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١١٧
كهف «النقب المتّسع فى الجبل. و ما لم يتّسع فهو غار»
قرطبى، افزوده است كه در باب كلمه «رقيم» اختلاف است. برخى كلمه «رقيم» را قريهاى دانستهاند كه اصحاب كهف از آنجا درآمدهاند. مجاهد گفته است:
رقيم وادى است. سدّى، آنرا صخرهاى دانسته كه بر در غار بوده برخى هم رقيم را «كتاب فى لوح من نحاس» دانسته كه داستان آنها و تاريخ گم شدن و تعداد آنان و اسماءشان و انساب و دين آنان، در آن ثبت شده است.
قال الفرّاء: «الرقيم لوح من رصاص كتب فيه اسماءهم و انسابهم و دينهم و ممّن هربوا.»
نوشتهاند كه اين جوانمردان گم شدند و براى يافتن آنها هرچه جستجو كردند نيافتند به شاه [- طاغوت زمان] خبر دادند دستور داد كه لوحى از سرب تهيّه شود و در آن، نام آنان نوشته شود و در خزانه گذاشته شود «فذلك اللوح هو الرقيم ٨٢» علّامه طباطبائى هم نوشته است ٨٣: اصحاب كهف و رقيم يك گروه بودهاند به خاطر اينكه در غار منزل كردند بدانان اصحاب كهف گفتند و از جهت آنكه سرگذشت آنان در سنگ نبشتهاى در ناحيهاى پيدا شده و يا در موزه سلاطين ديدهشده اصحاب رقيم، خوانده شدند. نمىتوان پذيرفت كه اصحاب كهف و رقيم دو گروه هستند و داستان آنان متفاوت؛ زيرا خداى بزرگ، اگر بخواهد به داستان دو طايفه اشاره كند، از هردو سخن مىگويد نه اينكه اسم هردو را ببرد ولى تنها به نقل داستان يكى بپردازد و ديگرى را مسكوت گذارد.
ارتباط معنوى شعر:
«امروز خفتهايم چو اصحاب كهف ليك»