در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ١٢٢
كه در بحر رمل مثمّن مقصور است و بر وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات، در بيت اوّل به آيه «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» بقره/ ٢ اشاره شده است:
سنائى در واقع به بخش نخستين آيه يعنى: «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ» نيز توجّه داشته و در حقيقت خواسته است به خواننده بگويد: انسان بايد از كتاب باعظمت يعنى قرآن مجيد كه از اعوجاج بدور است و شك و ترديدى در آن وجود ندارد و با پيشرفت علوم، حقيقت آن روشنتر مىشود و هرچه كه علم به سوى تكامل برود درخشندگى آيات بيشتر مىگردد، تبعيّت كند.
قرآن هم كه هدايت را، ويژه متّقيان دانسته از اين جهت است كه آنان در برابر اوامر الهى تسليم هستند و آنان هستند كه در برابر حق سر تعظيم، فرود مىآورند.
شيخ طوسى ذيل آيه «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» نوشته است ٩٢:
بقره/ ٢
«هذا» براى اشاره به نزديك است و «ذلك» براى اشاره به دور و «ذاك» براى اشاره به متوسّط. و در اين آيه معناى «ذلِكَ الْكِتابُ» يعنى «الذى وعدوا به على لسان موسى و عيسى» در واقع قرآن گفته است: «هذا ذلك الكتاب».
در باب «ريب» هم نوشته است: ريب اشّد از شكّ است و فعل آن [راب يريب] مىباشد در باب «هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» هم شيخ طوسى نوشته است ٩٣: نور و ضياء و دلالة للمتّقين من الضّلالة، برخى هم گفتهاند: «هدى» بنابر حال بودن، منصوب است و در تقدير، هادى مىباشد و تقدير عبارت چنين است: ذلك الكتاب هاديا للمتّقين.
برخى هم متقين را چنين تعريف كردهاند: و قيل: «انّ المتّقين هم الذين يرجون رحمة اللّه و يحذرون عقابه.»
زمخشرى هم درباره «ذلِكَ الْكِتابُ» نوشته است ٩٤:
ذلك اشاره است به «... كتاب الموعود على لسان موسى و عيسى عليهما السّلام.»
قرطبى در بحث از آيه مزبور نوشته است ٩٥: «هدى» گاه بدون واسطه دو مفعول مىگيرد مانند: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ» و بعضى اوقات هم به وسيله حرف لام مانند «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا» و درباره «هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» هم نوشته است ٩٦: «خصّ اللّه