در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨٤٦
راه علم پيشرفت كرده باشند و هم از لحاظ اخلاق و ايمان. «... يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ ...» يعنى: خداوند، درجات انسانهايى را بالا مىبرد كه هم از ايمان و اخلاق برخوردار باشند و هم از لحاظ علمى پيشرفت كرده باشند.
(خداوند ايمان را بر علم، در اين آيه، مقدم ذكر كرده است) ٢.
شاهنامه فردوسى، علاوه بر اينكه تاريخ ملى ما را كه، از خاطرهها فراموش شده بود، از نو به خاطر آورد و علاوه بر اينكه، داستانها و افسانههاى ملى ما را كه مظهر نيروى تخيّل و نماينده فرهنگ ملى و رسوم و عادات گذشته ملت ماست، با زيباترين و شيواترين شكلى بيان كرد و علاوه بر اينكه زبان فارسى ما را كه داشت فراموش مىشد، دوباره زنده كرد و بهترين كلمات و لطيفترين تركيبات را در شعر خود بكار برد و نمونهها و سرمشقهاى بسيار عالى به ما داد (و در دلهاى مرده روحى دميد)، بايد گفت كه در ضمن توصيف رزمها و بازگوكردن داستانها و كشته شدن پهلوانى و يا از ميان رفتن شخص بزرگى به دنياپرستان و ستمگران و بيدادگران درس عبرت مىدهد و در واقع مىگويد: اى ستمكاران، ستم نكنيد و بدانيد كه شما نيز روزى خواهيد مرد.
شاهنامه فردوسى، گنجينهايست كه در آن، اشعار رزمى و بزمى و عشقى و احساسات لطيف و نكات سودمند اجتماعى و مطالب اخلاقى فراوان هست.
در شاهنامه فردوسى، خواننده به گوهرهاى گوناگون حكمتآميزى برمىخورد كه هريك بسيار باارزش است. اندرزهاى بزرگمهر در مجلس انوشيروان كه فردوسى هم با ظرافت خاص و هنر ويژه خود به بهترين و زيباترين و مؤثرترين طرزى آن سخنان را به زبان شعر باز مىگويد، بسيار شنيدنى است. فردوسى چند دستور اخلاقى سودمند را كه براى آدميان مفيد است و دستور كامل زندگى است به نظم درآورده و چنين مىگويد:
دگر گفت روشن روان آن كسى
كه كوتاه گويد به معنى بسى
كسى را كه مغزش بود با شتاب
فراوان سخن باشد و ديرياب
به گيتى به از مردمى كار نيست
بدين با تو دانش به پيكار نيست
همه روشنى مردم از راستى است
ز تارى و كژى ببايد گريست