در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٥٢
حسنا و فصاحة و جزالة الفاظ و دقّة معان و صواب تأليف ...».
كتاب «نقد الشعر» قدامة بن جعفر متوفى به سال ٣٣٧ ه. نخستين كتابى است در زبان عربى كه عنوان آن نقد شعر است، ولى بايد گفت كه كتاب «نقد الشعر» قدامه، با شيوه خاصى كه تنظيم شده، همچون كتب نقدى ديگر نيست، تا بتوان گفت كه كتاب وى، نقدى است براى شعر شاعران؛ زيرا بيشتر مباحث او مبتنى بر تعريفات منطقى است، مثلا در تعريف شعر مىگويد: «انه قول موزون مقفى يدل على معنى» ٢٤ كه (قول) بمنزله جنس است براى تعريف شعر و كلمه (موزون) فصلى است كه گفتار غيرموزون را از تعريف خارج مىكند و (مقفى) فصلى است كه كلام موزونى را كه قافيه ندارد، خارج مىكند و بحثى از جودت و رداءت شعر نيست تا بتوان گفت كه كتاب قدامه، نقدى است براى شعر، لكن پس از تعمق و دقت به اين نتيجه مىرسيم كه: قدامه، پس از آنكه عناصر چهارگانه شعر يعنى: لفظ، وزن، قافيه و معنى را بيان مىكند و از همبستگى عناصر چهارگانه يعنى: ائتلاف و تناسب لفظ با معنى، همبستگى لفظ با وزن، همبستگى وزن با معنى، ائتلاف معنى با قافيه بحث مىكند و در ضمن نعت و صفت هريك از مفردات را بيان مىكند و مثلا در باب نعت لفظ مىگويد كه بايد سهل المخارج باشد و از بشاعت و زشتى خالى و در ضمن هم اشعارى را بعنوان مثال نقل مىكند كه الفاظ آن اشعار، سهل المخارج نيست و از بشاعت هم خالى نمىباشد، در واقع در محدوده نقد وارد مىشود.
از طرف ديگر، قدامه در كتاب خود كه از مباحث فن شعر بحث مىكند، در آغاز مىگويد ٢٥: يكى از علوم مربوط به شعر، علمى است كه شعر خوب و بد را از يكديگر تشخيص دهد ٢٦. قدامه در كتاب خود، نعت وزن، صفت قوافى، نعت معانى را بازگو مىكند و در واقع يك سلسله اصولى براى نقد وضع مىكند، از مديح و هجاء و نسيب و مراثى و وصف و تشبيه، سخن مىگويد و در باب مدح اعتقاد او بر اين است كه: ممدوح بايد به صفاتى از قبيل: عقل، شجاعت، عدل و عفت آراسته باشد و چنانچه بگوييم كه:
جوهر نقد، بحث از اسباب استحسان و استهجان است ٢٧، بايد گفت كه: قدامه اسباب را بازگو كرده است و بدين جهات است كه مىتوانيم كتاب «نقد الشعر» قدامه را يكى از كتب اوليه نقد بدانيم و قدامه را هم از ناقدان اوليه بشمار آوريم.