در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٢٣
مىداند و براى هريك از اين اقسام، از آيات قرآنى و اشعار شاعران عرب، امثله و شواهدى، آورده است ٤٣.
ابن وهب، رمز را «الصوت الخفى الذى لا يكاديفهم» مىداند و از سوره آل عمران، آيهاى را بعنوان شاهد مثال، ذكر مىكند و سپس علت اينكه چرا، متكلم سخن خود را به رمز بيان مىكند، شرح مىدهد و در همين مبحث است كه گرايش خود را به تشيع ثابت مىكند و مىگويد ٤٤: «... على است كه اسرار و رموز قرآن را مىداند و اسرار قرآن نزد آل محمد است.» مؤلف دنباله مطلب را به كتابى كه نام آن «اسرار القرآن» است و خود نوشته است، احاله مىدهد. از خلال گفتار نويسنده، دو گونه رمز يعنى رمز ادبى مبتنى بر صور خيال و رمزى كه در كلمات مقطعه قرآن وجود دارد، استنباط مىشود ٤٥.
نويسنده، پس از بحث درباره رمز، به وحى پرداخته است و وجوه مختلف و مفاهيم گوناگون آنرا از قبيل: اشاره، وحى مسموع از ملك وحى در منام، رؤياى صحيحه و الهام را با استشهاد به آيات قرآنى، بيان كرده است ٤٦.
ابن وهب، درباره استعاره مىگويد ٤٧:
استعاره در زبان عرب، فراوان است؛ زيرا الفاظ زبان عربى از معانى بيشتر است و در زبان عربى از معناى واحد به عبارات گوناگون تعبير مىشود. ابن وهب، استعاره را نوعى مجاز مىداند و اين سخن همانست كه در كتاب «تلخيص الخطابه» ٤٨ ارسطو، هست.
ابن وهب، از التفات كه توجه مخاطب به غائب و يا توجه از غيبت به خطاب است، به (صرف) تعبير كرده و در اين بحث، سخن خود را به آيهاى از آيات قرآنى و دو بيت شعر ختم كرده است ٤٩. شايد ابن وهب، اصطلاح صرف را براى التفات از تعريفى كه ابن معتّز در كتاب «البديع» از «التفات» كرده، گرفته باشد؛ زيرا ابن معتّز مىگويد ٥٠: «هو انصراف المتكلم عن المخاطبته الى الاخبار و عن الاخبار الى المخاطبته.».
ابن وهب، مبالغه در وصف و ذم را همچون اختصار و ايجاز از ويژگيهاى زبان عربى دانسته و از شعر شاعران عرب زبان و آيات قرآنى، امثله و شواهدى آورده است و