در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٧٨
متداول گرديد.
در قرن چهاردهم هجرى و عصر نهضت علمى جديد نيز برخى از مولّفان علوم بلاغى، از شيوه خطيب قزوينى، پيروى كردند و در كشورهاى عربى، دانشمندانى با توجّه به كتب بلاغى خطيب قزوينى تأليفاتى در رشته بلاغت به وجود آوردند كه يكى از آنان، شيخ محمّد البسيونى البيبانى متوفّى به سال ١٣١٠ هجرى است كه بنا به درخواست وزارت معارف مصر، كتاب «حسن الصنيع فى علم المعانى و البيان و البديع» را تأليف كرد و در واقع با اندك اختلافى در شيوه و روش كتاب «الايضاح» خطيب قزوينى را مختصر كرده ٣٥.
و نيز حفنى ناصف متوفى به سال ١٣٣٧ هجرى در علم نحو و صرف و بلاغت كتاب «قواعد اللغة العربيّة» را نوشت كه بخش بلاغت آن به كتاب «حسن الصنيع ...» البسيونى، شباهت داشت. حفنى ناصف نيز همچون سلف خود تنها در مباحث علم معانى با خطيب قزوينى اختلاف داشت و در ديگر مطالب، كتابش تقليدى بود از كتب خطيب قزوينى ٣٦.
شيخ احمد حملاوى، متوفّى به سال ١٣٥١ هجرى به شيوه خطيب قزوينى كتاب «زهر الربيع فى المعانى و البيان و البديع» را نوشت و از تقسيمات قزوينى در علم معانى پيروى كرد و مباحث علم بيان را نيز به گونه قزوينى، بحث كرد و تنها در بخشى از مباحث علم بديع، با خطيب قزوينى، اختلاف نظر دارد و چنين به نظر مىرسد كه شيخ احمد حملاوى از كتاب «عروس الأفراح» سبكى و كتاب «خزانة الأدب و غاية الأرب» تقى الدين ابو بكر معروف به ابن حجّت حموى، استفاده كرده است.
كتاب شيخ احمد حملاوى از لحاظ داشتن تمرينات به شيوه كتب معاصر، درخور اهميّت است و مىتوان گفت كه كتاب مزبور از اين جهت شايان توجّه است و در برخى از مؤسّسات جديد تدريس مىشده است ٣٧.
- العرب و اليونان» نوشت و در قاهره چاپ شد و در آن كتاب، آنچه را كه دكتر طه حسين اظهار كرده بود به اثبات رساند و ابراز داشت كه در بلاغت عربى اثراتى، از بلاغت يونان مشهود است و دو كتاب: الخطابه و فنّ الشعر ارسطو كه از سريانى به عربى ترجمه شده، در بلاغة، عربى تأثير بسزائى داشته است.