در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٦
اشاره كرده و گفته است: حسرات، جمع حسرت است و هى اشد من الندامة و حسرت مربوط است به گذشته. ٣١
و تفاوت ميان ظلّ و فىء را در ضمن آيه «... فَإِنْ فاؤُ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (آيه ٢٢٦/ بقره) كه از كلمه فاءوا بحث كرده و گفته است: «فان فاءوا معناه: فان رجعوا» مىباشد، همانطور كه در آيه «حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ» (آيه ٩/ حجرات) به همين معنا مىباشد، يعنى: ترجع من الخطأ الى الصواب.
در ضمن بيان اين مطلب، شيخ طوسى به تفاوت ميان ظلّ و فىء اشاره كرده و گفته است: بنا به قول مبرّد فىء سايهاى است كه از خورشيد پديد آيد، ليكن ظلّ سايهاى است كه از خورشيد نباشد، ازاينرو مىگويند: «كلّ فىء ظل و ليس كل ظل فىء» و روى همين اصل است كه مىگويند: «اهل الجنة فى ظل لا فى فىء» زيرا در آنجا شمسى نيست. در سوره واقعه آيه ٣٠ نيز آمده است: «وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ.»
و نيز ذيل آيه «إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ ...» (آيه ١٤٠/ آل عمران) به تفاوت ميان دو واژه مسّ و لمس اشاره كرده و گفته است: لمس، لصوق به حسّ لامسه است، در صورتى كه مسّ مطلق رسيدن است. ٣٢
شيخ طوسى، در بحث از آيه: «... وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ» (آيه ١٤٢/ انعام) ضمن اينكه گفته است: در قرائت كلمه خطوات سه وجه جايز است:
ضم خاء و طاء. ضم خاء و سكون طاء. ضم خاء و فتح طاء، به معناى خطوات نيز اشاره كرده و گفته است در معناى آن، دو قول است:
الف- ما يتخطى بكم الشيطان اليه من تحليل الى تحريم و من تحريم الى تحليل.
ب- طرق الشيطان، فانه لا يسعى الا فى عصيان.
و نيز ذيل همين آيه، به معناى مبين هم اشاره كرده و گفته است: مبين يعنى ظاهر و ظهور دشمنى شيطان از دو جهت مىتواند باشد:
احدهما- انّه ابان عداوته لكم بما كان منه الى ابيكم آدم حتى اخرجه من الجنة.
الثانى- بين العداوة لاظهاره ذلك فى حزبه و اوليائه من الشياطين. ٣٣
شيخ طوسى، در بحث از آيه: «وَ قالُوا هذِهِ أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ ...» (آيه ١٣٨/ انعام) درباره كلمه حجر بحث كرده و گفته است: حجر به معناى حرام است. مىگويند: